مکدی و الگوهای بازگشتی


همان‌طور که قابل مشاهده است، دو نقطه (S) – مخفف کلمۀ shoulder به معنای شانه- در دوطرف نقطۀ میانی یا (H) -که مخفف Head به معنای سر است- قرار گرفته اند و الگوی سر و شانه سقف را تشکیل داده اند.

الگوهای کلاسیک چیست؟ معرفی 9 الگوی بسیار مهم

الگوهای کلاسیک چیست؟ انواع الگوهای کلاسیک را در این آموزش بشناسید و با نحوه تشخیص آنها نیز آشنا شوید. چه چیزی از این بهتر که بتوانید با الگوهای کلاسیک که به شکل رایگان در دسترس همه وجود دارند، ورود و خروج خود را تشخیص دهید؟ قصد داریم آموزش الگوهای کلاسیک را با شما به اشتراک بگذاریم تا در کمترین زمان ممکن بتوانید الگوهای مختلف را روی چارت قیمت مشخص کنید و تصمیم بگیرید که ارز دیجیتال مورد نظر را در چه زمان و نقطه‌ای خریداری کنید.

اگر شما هم به الگوهای کلاسیک علاقه‌مند هستید، پیشنهاد می‌کنیم حتماً تا انتهای مقاله الگو کلاسیک همراه ما باشید چون قصد داریم 9 تا از بهترین الگوهای کلاسیک را به همراه تصویر آنها با شما به اشتراک بگذاریم و به خوبی بتوانید این الگوها را شناسایی کنید. برای اینکه بتوانید به صورت کلی الگوها را در تحلیل تکنیکال تشخیص دهید، مقاله نحوه تشخیص الگو در تحلیل تکنیکال را از قلم نیندازید.

الگوهای کلاسیک در تحلیل تکنیکال چیست؟

اگر اهل تحلیل تکنیکال باشید، نام الگوهای کلاسیک را شنیده‌اید و احتمالاً چند مورد از معروف‌ترین آنها را بشناسید. مانند الگوی پرچم و سقف دوقلو … اما اگر نگاهی عمیق‌تر به الگوهای کلاسیک بیندازیم، باید گفت بخش مهمی از تحلیل تکنیکال به‌واسطه وجود چنین الگوهایی است. اصلی‌ترین کار این الگوها پیش‌بینی روند بازار است که تریدر به کمک این اطلاعات تصمیم به خرید یا فروش می‌گیرد. این الگوها در تایم فریم (time frame) های مختلفی قابل استفاده هستند، اما بیشترین کاربرد و استفاده از آنها در تایم فریم روزانه است.

الگوهای کلاسیک به 2 دسته کلی تقسیم می‌شوند:

1. الگوهای بازگشتی: این الگوها زمانی دیده می‌شوند که محدوده قیمتی در آخر روند، زور فروشنده‌ها بر خریداران برتری پیدا می‌کند و قیمت توانایی عبور از محدوده را ندارد و شروع به اصلاح می‌کند که به آن اصلاح قیمت گفته می‌شود. الگوهایی مانند الگوی سر و شانه، سقف دوقلو و کف دوقلو از این نوع هستند. اگر معامله‌گر توانایی تشخیص الگوها را داشته باشد، می‌تواند فرصت خوبی برای خرید پیدا کند.

شاید این نکته برایتان تکراری باشد، اما در تحلیل تکنیکال نمی‌توان قطعی گفت که یک اندیکاتور بدون مشکل است. برای این منظور از اندیکاتورهای دیگری استفاده می‌کنیم که درصد خطا کاهش پیدا کند. در الگوهای بازگشتی می‌توانیم از اندیکاتور مکدی و RSI کمک بگیریم که اطمینان خاطر بیشتری نسبت به تحلیل پیدا کنیم.

2. الگوهای ادامه‌دهنده: در این نوع الگوها، روند قیمت پس از افزایش رنج می‌زند (در همان محدوده نوسان می‌کند). در آخر زمانی که فروشنده و خریدار با هم توافق می‌کنند، روند به مسیر قبلی خود ادامه می‌دهد و به همین دلیل نام آن الگوهای ادامه‌دهنده است. الگوهایی مانند پرچم و الگوی مثلث از نوع الگوهای ادامه‌دهنده هستند.

چرا باید از الگوهای کلاسیک استفاده کنیم؟

شاید از خودتان بپرسید چه نیازی به یادگیری چنین الگوهایی است در صورتی که می‌توان از سایر ابزارها و اندیکاتورها استفاده کرد؟ هر ابزار و الگویی ویژگی‌های منحصر به فرد خود را دارد و زمانی بهترین نتیجه حاصل می‌شود که همه این ابزارها را با هم ترکیب کنیم. الگوهایی که به الگوی کلاسیک معروف‌اند، درواقع الگوهای تکرار شونده هستند. تکرار این الگوها به دلیل احساساتی بودن معامله گران است. احساسات نیز هرگز از بین نمی‌روند. به همین دلیل واجب است تا با چنین الگوهایی آشنا باشید.

مهم‌ترین دلیل استفاده از الگوهای کلاسیک این است که بازار آینده را برای شما نمایان می‌کند، زیرا هر چیزی روی نمودار قیمت رخ می‌دهد، حاصل احساسات و تصمیماتی است که معامله گران مختلف اتخاذ کرده‌اند. با دریافت اطلاعات از چارت قیمت شما جادوگری خواهید بود که از آینده خبردار است. بینش و درکی که شما از بازار خواهید داشت، با تریدری که در مورد این الگوها شناخت ندارد، کاملاً متفاوت است.

معرفی مهم‌ترین الگوهای کلاسیک

به اصلی‌ترین بخش مقاله یعنی معرفی مهم‌ترین الگوهای کلاسیک می‌رسیم. در این بخش به بررسی الگوهای کلاسیک برگشتی و الگوهای کلاسیک ادامه‌دهنده اشاره می‌کنیم که منظور خود را از ادامه‌دهنده و بازگشتی در ابتدا مشخص کردیم. در این قسمت 9 الگوهای فوق‌العاده مهم معرفی می‌کنیم که با کمک تصاویر می‌توانید شکل آنها را به خاطر بسپارید تا الگوها سریع‌تر قابل تشخیص باشند.

الگوی سقف دوقلو (The Double Top)

الگوی سقف دوقلو

الگوی سقف دوقلو

الگوی سقف دوقلو از معروف‌ترین الگوهای کلاسیک است. این الگو در بازاری که روند صعودی را دنبال می‌کند، پولبک یا همان برگشت قیمت دارد و در ادامه تلاش می‌کند تا به سقف قبلی خود دست پیدا کند و از آن عبور کند. در این هنگام شکست می‌خورد و قیمت نزولی خواهد شد. سقف دوقلو به این دلیل گفته می‌شود که هر دو قله در قیمت تقریباً یکسان قرار دارند.

از این الگو نتیجه می‌گیریم که بازار توانایی و قدرت لازم برای رد شدن از سطح مقاومت اصلی را ندارد. زمانی که الگوی دوقلو را روی چارت مشاهده کردید، می‌توانید پیش‌بینی کنید که حداقل بازار گاوی به پایان رسیده که البته موقتی است؛ پس یا شاهد نوسان در محدوده‌ای خاص خواهیم بود و یا قیمت کاهش خواهد داشت.

الگوی کف دوقلو (double bottom)

الگوی کف دوقلو

الگوی کف دوقلو نیز بیانگر تغییر روند و یا تغییر شتاب روند است. با کمک الگوی کف دوقلو نیز می‌توان پولبک (بازگشت قیمتی) را مشاهده کرد یا تغییر در شتاب روند و بازگشت را خواهیم دید. کف‌های این الگو به‌نوعی شکل می‌گیرند که کف دوم، در محدوده‌ای 3 تا 4 درصد بالاتر از کف قبلی خود ثبت می‌شود. با الگوی کف دوقلو شاهد روندی قوی و صعودی خواهیم بود که حجم معاملاتی زیادی دارد.

بهتر است از الگوی کف دوقلو در تایم فریم‌های هفتگی یا روزانه استفاده کنید. علت این پیشنهاد به این خاطر است که چنین الگویی در بازه‌های زمانی ذکر شده، اعتبار بیشتری دارند؛ چون از نوساناتی که در تایم فریم‌های کوتاه‌مدت وجود داشته، در امان بوده‌اند.

الگوی فنجان و دسته (The Cup Handle)

الگوی فنجان و دسته

الگوی فنجان و دسته

علت این نام‌گذاری به دلیل شکل ایجاد شده روی نمودار است که به شکل یک فنجان و دسته آن است. با مشاهده چنین الگویی در می‌یابیم که قیمت افزایش پیدا می‌کند. اگر می‌خواهید الگوی فنجان و دسته را مشاهده کنید باید به سراغ روندهای نزولی بلندمدت بروید.

کف فنجان به این روش قابل تشخیص است که قیمت‌ها صعود دارند و قبل از اینکه کاهش پیدا کنند، به بیشترین مقدار اولیه خود می‌رسند. سپس رشد پیدا می‌کنند و کف فنجان قابل‌مشاهده است. برای خرید این محدوده بهترین موقعیت برای معامله گران است. اما دسته فنجان زمانی دیده می‌شود که قیمت کاهش خود را آغاز کرده است و فرورفتگی قابل‌مشاهده است. قیمت نیز قبل از اینکه نزولی شود، پایین‌تر به حرکت خود ادامه می‌دهد. موقعیت مناسب خرید زمانی است که سطح مقاومت در بالای الگوی فنجان و دسته قرار بگیرد.

الگوی پرچم (Flag)

الگوی پرچم

الگوی پرچم از جمله الگوهای ادامه‌دهنده است که معامله گران می‌توانند از آن برای همه تایم فریم‌ها استفاده کنند. این الگو دارای دو حالت است. در الگوی مکدی و الگوهای بازگشتی کلاسیک یا الگوی پرچ نزولی داریم و یا الگوی پرچم صعودی. الگوی پرچم صعودی به این شیوه مشخص می‌شود که نمودار صعودی با بیشتر شدن قیمت مشخص خواهد شد و در ادامه بازار توقف می‌کند و برگشت پیدا می‌کند. در این حین تعدادی نوسان ریز دیده می‌شود که به‌نوعی استراحت روند را بازگو می‌کند.

الگوی پرچم نزولی نیز برعکس پرچم صعودی عمل می‌کند. تحلیل گران ارزهای دیجیتال می‌توانند با رسم خط از هر نوسان بالا و پایین، به الگوی پرچم دست پیدا کنند. اگر خطوط به‌درستی رسم شده باشند، پرچمی را مشاهده می‌کنید که دلیل این نام‌گذاری هم شکل الگو است.

الگوی سر و شانه (The head and shoulders)

الگوی سر و شانه

از محبوب‌ترین الگوهای کلاسیک حتماً سر و شانه به گوشتان خورده است. این الگو در تحلیل تکنیکال استفاده زیادی دارد و تقریباً همه آن را می‌شناسند. نام‌گذاری این الگو نیز به دلیل شکل قرارگرفتن آن روی چارت است. 3 قله که قله وسط بلندتر از همه بوده و به‌عنوان سر شناخته می‌شود و 2 قله دیگر شانه‌ها هستند.

قله وسط یا همان سر، بیشترین ارتفاع را داشته و صعود بیشتری از سایر قله‌ها دارد. سر و شانه از الگوهای بازگشتی است که نشان‌دهنده این است که بازار دیگر روند صعودی نخواهد داشت و روند نزولی را آغاز خواهد کرد. زمان مناسبی که یک تریدر می‌تواند وارد معاملات شود، زمانی است که قیمت کاهش داشته باشد و به پایین دو سطح برود که «شکاف» نام دارد. پس از شکست گردن، نقطه مناسبی برای خرید است.

الگوی مثلث (Triangles)

الگوی مثلث

هر زمان مکدی و الگوهای بازگشتی که الگوی مثلث در ذهنتان شکل می‌گیرد به دنبال نوسان‌های زیاد باشید. نوسانات در این الگو کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شوند. الگوی مثلث در الگوهای کلاسیک نیز طرف‌داران زیادی دارد. مثلث زمانی روی نمودار مشخص است که خطوطی از هر نوسان بکشیم و به یکدیگر وصل کنیم. هر زمان که الگوی مثلث را مشاهده کردید، بدانید که بین دو روند قبلی و اصلی قرار دارد و در واقع در این حین استراحت می‌کند. 3 نوع الگوی مثلثی در تحلیل تکنیکال وجود دارد:

مثلث نزولی: برای تشخیص الگوی مثلث نزولی باید به این شیوه عمل کنید. خط پایین بدون هیچ شیبی قرار دارد و خط بالایی با شیبی به سمت پایین به خط زیرین برخورد می‌کند. در روندهای نزولی شاهد چنین الگویی خواهید بود و به این معناست که فروشندگان بازار را تحت کنترل خود گرفته‌اند.

مثلث صعودی: مثلث صعودی دقیقاً برعکس مثلث نزولی است و خط بالایی آن ثابت و افقی است و خط زیرین، به سمت بالا شیب دارد. با این مثلث متوجه می‌شویم که شکست قیمت دیگری در بازار وجود دارد ولی خرید نسبت به فروش قدرت بیشتری دارد.

مثلث متقارن: خط بالایی شیبی رو به پایین دارد و خط پایین، شیبی رو به بالا دارد که متقارن نامیده می‌شوند. مثلث متقارن توقفی است که قبل از ادامه روند شکل می‌گیرد.

الگوی کنج یا گوه (Wedges)

الگوی کنج یا گوه

الگوی کنج یا گوه

الگوی کنج که آن را با نام گوه نیز می‌شناسند، قوانین مطابق با الگوی مثلث دارد و به شکل کنج دیده می‌شود. تنها تفاوت آن با مکدی و الگوهای بازگشتی الگوی مثلث، در ظاهر می‌باشد. الگوی کنج نزولی (Falling Wedge) و الگوی کنج صعودی (Rising Wedge) 2 شکل این الگو هستند. شکل‌گیری کنج به این دلیل است که شیب یکی از خطوط رسم شده، بیشتر از خط دیگری است و در محلی با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کنند. نمودار قیمت باید حدالامکان 4 برخورد با خطوط روند داشته باشد و فضای خالی داخل را پر کند.

وقتی الگوی کنج، حکم الگوهای بازگشتی را ایفا کند، تا حدی پیش می رود که به قیمت اولیه آغاز الگو برسد. اما می تواند نقش الگوی ادامه‌دهنده را نیز داشته باشد. به این صورت که به اندازه فاصله دو خط روند در آغاز شکل گیری الگو به روند خود ادامه می‌دهد.

الگوی مستطیل (rectangle pattern)

الگوی مستطیل

الگوی مستطیل محدوده‌ای است که اگر قیمت از این محدوده خارج شود به‌عنوان روندی در جهت شکست در نظر گرفته خواهد شد که جهت روند ممکن هست هر جهتی باشد. قیمت با شکستن خطوط حمایت و مقاومت از محدوده الگو خارج می‌شود. فراموش نکنید که هر شکستی موفقیت آمیز نیست. ممکن است قیمت پس از خروج از الگو صعودی باشد و دوباره به سمت مستطیل بازگردد. به این حالت، نقطه شکست خورده می‌گویند.

مستطیلی که در الگوی کلاسیک وجود دارد افقی بوده و دو ضلع افقی آن (طول‌ها) همان خطوط مقاومت و حمایت هستند که با یکدیگر موازی هستند. شما هم الگوی مستطیل را مشاهده کرده‌اید؟ درسته! الگوی مستطیل هنگامی ایجاد می‌شود که خریداران در مورد جهت بلندمدت مطمئن نیستند و در محدوده مستطیل بلاتکلیف است و نوسان دارد.

الگوی الماس (Diamond)

الگوی الماس

به آخرین الگو کلاسیک پرایس اکشن می‌رسیم. الگوی الماس بر روی بالاترین نقطه صعودی رنوند تشکیل می‌شود و پس از آن قیمت نزولی خواهد بود. در ادامه بازار به بالاترین نقطه صعود می‌کند که بعد از آن قیمت به کمترین مقدار نوسان قبلی می‌رسد. در این بین یک نقطه نوسان کف جدید پدید می‌آید.

پس از مدتی شاهد این خواهیم بود که قیمت دوباره بالا می‌رود و حرکت آن پایین‌تر رفته تا یک فرورفتگی ایجاد کند. اما این نوسان اندازه‌ای کوچک‌تر از قبل دارد. قیمت دوباره ادامه‌دار خواهد بود و در نقطه اوج که قبلاً ثبت کرده بود، ثابت می‌شود. سپس دوباره کاهش داشته و بالاتر از نقطه کف نوسان قبلی خود، ثابت می‌ماند.

با توجه به شکل مشاهده می‌کنید که 4 خط تقریباً به شکل لوزی با اندازه‌های نسبتاً برابر رسم می‌شوند. به شکلی که نقاط صعودی در بالای الگو و نقاط نزولی در پایین الگو قرار دارند. مهم‌ترین رکن در این الگو این است که 4 خطی که برای تشخیص الگوی الماس رسم می‌کنیم، طول‌های تقریباً یکسانی داشته باشند. الگوی الماس به 2 شکل الماس صعودی و الماس نزولی دیده می‌شود.

جمع‌بندی الگوهای کلاسیک

با الگوهای کلاسیک آشنا شدیم و به این پرسش که الگوی کلاسیک چیست پاسخ دادیم. این الگوها در تمام بازارهای مالی کاربرد داشته و هر تحلیل گری می‌تواند از آنها استفاده کند به‌شرط آن که از نحوه کار آن باخبر باشد. الگوهای کلاسیک ارز دیجیتال نیز تفاوتی با این الگوها ندارند؛ البته شاید طرز استفاده آنها با سایر بازارها کمی متفاوت باشد، اما پایه و اساس آنها فرقی ندارد.

آموزش الگوهای کلاسیک برای افرادی که سعی دارند روی چارت همه چیز را متوجه شوند اولویت بالایی دارد و باید نسبت به یادگیری آنها اقدام کنند. پیداکردن و مشاهده الگوها تمرین مهمی است که باید برای آشنایی با این الگوها انجام دهید. نحوه تشخیص هر الگو را نیز بیان کردیم که کار چندان سختی در تشخیص آنها نداشته باشید. تنها کار مهم شما، شناسایی و تصمیم صحیح در زمان مشاهده الگوهاست. برای آشنایی بیشتر با سایر الگوها، می‌توانید الگوهای هارمونیک را مطالعه کنید.

اگر جزو افرادی هستید که از این الگوها برای معاملات خود استفاده می‌کنید، تجربیات و نظرات خود را در رابطه با استفاده از این الگوها در قسمت نظرات ارسال کنید.

نحوه تشخیص الگو در تحلیل تکنیکال

چه در بازار سهام معامله می‌کنید، چه در بازار ارزهای بین‌المللی و چه در بازار ارزهای دیجیتال، تحلیل تکنیکال یکی از روشی‌هایی است که می‌تواند برای تشخیص زمان خرید و فروش به شما کمک کند.

برخی از افراد در شروع ترید کردن نمی‌دانند چطور موقعیت مناسب برای ترید را پیدا کنند. در این مطلب روش ساده‌سازی فرایند ترید و یافتن موقعیت معاملاتی شرح داده شده است.

تحلیل تکنیکال اصول و قواعد خاصی دارد، یکی از کاربردی‌ترین اصول تحلیل تکنیکال، الگوهای قیمتی است.

در تحلیل تکنیکال، تغییر روند از نزولی به صعودی، اغلب توسط الگوهای قیمت تشخیص داده می‌شود.

الگوهای قیمت در تحلیل تکنیکال دو نوع هستند:

الگوهای بازگشتی (reversal patterns)
الگوهای ادامه‌دهنده (continuation patterns)
الگوی ادامه‌دهنده زمانی شکل می‌گیرد که روند در مسیر قبلی خود حرکت می‌کند و صرفا یک وقفه کوتاه‌مدت در روند ایجاد شده است. در واقع الگوی ادامه‌دهنده، نشان‌دهنده درنگ موقت در یک روند است.

وقتی یک الگوی بازگشتی قیمت شکل می‌گیرد، نشان می‌دهد تغییر در روند در راه است، آن الگو را یک الگوی بازگشتی (به انگلیسی reversal pattern) می‌دانند.

الگوهای قیمت در تحلیل تکنیکال، نقش مهمی دارند، به همین دلیل تصمیم گرفتیم برای آشنایی بیشتر کاربران گرامی بورسینس، این الگوها را در یک مطلب شرح دهیم.

اما قبل از پرداختن به الگوها، مقداری پیش‌زمینه نیاز است.

خط روند در تحلیل تکنیکال

از آنجایی که الگوهای قیمت با استفاده از یک سری خط و منحنی شناسایی می‌شوند، قصد داریم به مفهوم خط روند نیز اشاره‌ای داشته باشیم.

خطوط روند به تحلیلگران تکنیکال کمک می‌کنند حمایت و مقاومت قیمت را روی نمودار بدست آورند. خطوط روند، خط‌های مستقیمی هستند که روی نمودار با اتصال سقف‌ها (مقاومت‌ها) یا کف‌ها (حمایت‌ها) کشیده می‌شوند.

خط روندی که دارای شیب رو به بالاست، یک خط روند صعودی است و زمانی شکل می‌گیرد که در نمودار قیمت، سقف‌ها و کف‌های بالاتر از قبل ایجاد می‌شود. خط روند صعودی با اتصال کف‌هایی که هر کدام بالاتر از کف قبلی است کشیده می‌شود.

برعکس، خط روندی که شیب رو به پایین دارد، خط روند نزولی است و زمانی شکل می‌گیرد که قیمت، سقف‌ها و کف‌های پایین‌تر از قبل را تجربه می‌کند.

خط روندها به شیوه‌های متفاوتی کشیده می‌شوند. در نمودار شمعی و همینطور نمودارهای میله‌ای برخی معتقدند سایه‌های بالای هر میله یا شمع باید در کشیدن خط روند در نظر گرفته شود.

با این حال بهتر است صرفا بدنه شمع در نمودار شمعی برای اتصال نقاط به کار گرفته شود زیرا بخش بزرگی از تحرکات قیمت در بدنه شمع وجود داشته و نیازی به وارد کردن سایه‌های بالا و پایین شمع نیست.

در یک نمودار روزانه، تحلیلگران معمولا از قیمت‌ بسته شدن اوراق بهادار برای رسم خط روند استفاده می‌کنند، زیرا این قیمت نشان‌دهنده تمایل سرمایه‌گذاران و معامله‌گران به نگهداری یا عدم نگهداری موقعیت معاملاتی در زمان‌های خاص است.

خطوط روندی که دارای سه خط اتصال و بیشتر هستند، معمولا اعتبار و اطمینان بالاتری نسبت به زمانی دارند که خط روند صرفا با اتصال دو نقطه ترسیم می‌شود.

روندهای صعودی زمانی شکل می‌گیرند که قیمت سقف‌ها و کف‌های بالاتری ایجاد می‌کند. در روندهای صعودی حداقل دو کف به هم وصل می‌شوند و این خط سطوح حمایت را نشان‌ می‌دهد.

روندهای نزولی زمانی شکل می‌گیرند که قیمت سقف‌ها و کف‌های پایین‌تری ایجاد می‌کند. در روندهای نزولی حداقل دو سقف به هم وصل می‌شوند و این خط سطوح مقاومت را نشان‌ می‌دهد.

بازارهای بدون روند (که برخی با نام روند خنثی از آن یاد می‌کنند)، زمانی رخ می‌دهد که قیمت در یک محدوده رنج بین یک قیمت بالا و یک قیمت پایین‌تر در بین دو خط افقی موازی نوسان می‌کند.

حال که مفهوم خط روند را درک کردید، به ادامه شرح الگوهای قیمت می‌پردازیم.

الگوهای ادامه‌دهنده

الگوی قیمتی که یک وقفه موقت در یک روند ایجاد می‌کند الگوی ادامه دهنده نام دارند. به عبارت دیگر، گاهی در یک روند، در میانه راه به مدت محدود، یک الگو شکل می‌گیرد و قیمت بطور موقت در این الگو نوسان می‌کند و سپس به حرکت خود طبق روند ادامه می‌دهد.

این الگو را به عنوان محدوده‌ای که بازیگران بازار، در آن محدوده نفس خود را برای ادامه روند تازه می‌کنند می‌دانند.

نکته مهم اینجاست، وقتی الگوی ادامه دهنده در حال شکل‌گیری است و کامل نشده، نمی‌توان گفت که روند ادامه می‌یابد یا برگشت قیمت اتفاق می‌افتد.

به همین دلیل باید به خطوط روندی که برای رسم الگوهای قیمت کشیده شده توجه زیادی شود و ببینیم آیا قیمت از محدوده‌ای که به نظر می‌رسد الگوی ادامه‌دار است به پایین رشد می‌کند یا بالا.

در تحلیل تکنیکال معمولا توصیه می‌شود روند را ادامه‌دار بدانیم مگر اینکه بازگشت روند تایید شود (روند ادامه‌دار است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود).

بطور کلی، هرچقدر زمان طولانی‌تر برای تکمیل یک الگوی قیمت صرف شود و هر چقدر تحرکات قیمت در الگو بزرگتر باشد، حرکت بعدی قیمت در خارج از محدوده الگوی ادامه‌دار نیز شدیدتر خواهد بود (چه روند صعودی باشد چه نزولی).

شناخته‌شده‌ترین الگوهای ادامه‌دهنده:

الگوی پرچم سه‌گوش (Pennant)
الگوی پرچم‌ (Flag)
الگوی کنج (به انگلیسی Wedge)
الگوی مثلث
الگوی پرچم سه‌گوش
پرچم سه‌گوش با رسم دو خط روند که در نهایت به هم می‌رسند تشکیل می‌شود.

یک ویژگی اصلی پرچم سه‌گوش، این است که یکی از خطوط روند نزولی و دیگر صعودی است.

تصویر زیر نمونه یک الگوی پرچم سه‌گوش را نشان می‌دهد.

اغلب اوقات، حجم معاملات در حین شکل‌گیری این الگو کاهش می‌یابد و در زمان خروج قیمت از الگو، حجم معاملات افزایش پیدا می‌کند.

توجه داشته باشید که الگوی پرچم را با الگوی مثلث متقارن اشتباه نگیرید، هر پرچم باید دارای پایه باشد و در مورد الگوی پرچم سه گوش نیز همین موضوع صدق می‌کند. در تصویر فوق مشاهده می‌کنید که یک موج صعودی قبل از پرچم وجود داشته که معادل پایه پرچم است.

الگوی پرچم

این الگو از دو خط روند موازی تشکیل شده که گاهی شیب نزولی و گاهی شیب صعودی دارند و گاهی نیز افقی هستند.

نحوه تشخیص الگو در تحلیل تکنیکال

بطور کلی الگوی پرچم که دارای شیب صعودی است نشان‌دهنده وقفه در یک روند نزولی است.

بالعکس، پرچمی که شیب نزولی دارد، نشان‌دهنده وقفه در یک روند صعودی است.

نحوه تشخیص الگو در تحلیل تکنیکال

معمولا شکل‌گیری پرچم با کاهش حجم معاملات همراه می‌شود و با خارج شدن قیمت از الگو، حجم مجدد به حالت قبل از الگو بر می‌گردد.

الگوی کنج (شکل گوِه)

الگوی کنج شبیه الگوی پرچم سه‌گوش است و از دو خط روند همگرا تشکیل شده است. با این حال، ویژگی اصلی الگوی کنج این است که هر دو خط روند در یک مسیر هستند، یا صعودی یا نزولی.

بنابراین اگر یکی از خطوط روند صعودی باشند و یکی دیگر نزولی، نمی‌توان آن را الگوی کنج دانست.

یک الگوی کنج با شیب نزولی، نشان‌دهنده یک وقفه در روند صعودی است.

نحوه تشخیص الگو در تحلیل تکنیکال

الگوی کنج با شیب صعودی، نشان‌دهنده وقفه در یک روند صعودی است.

نحوه تشخیص الگو در تحلیل تکنیکال

پس از خارج شدن قیمت از این الگو، قیمت به روند گذشته خود ادامه می‌دهند. مانند الگوی پرچم و پرچم سه‌گوش، قیمت در حین شکل‌گیری این الگو کاهش می‌یابد و زمانی که قیمت از محدوده الگو خارج می‌شود حجم معاملات بالا می‌رود.

الگوی مثلت

الگوهای مثلت از متداول‌ترین الگوها در تحلیل تکنیکال هستند، زیرا به دفعات در نمودارهای مختلف شکل می‌گیرند.

سه الگوی متداول مثلت شامل مثلث متقارن، مثلث صعودی و مثلث نزولی است.

شکل‌گیری این الگوهای قیمت، می‌تواند از چند هفته تا چندماه طول بکشد.

الگوی مثلث متقارن زمانی شکل می‌گیرد که دو خط روند همگرا به سمت هم حرکت می‌کنند و نشان‌دهنده این است که یک شکست قیمت به سمت بالا یا پایین رخ خواهد داد.

نحوه تشخیص الگو در تحلیل تکنیکال

تا زمانی که این طغیان به وقوع نپیوسته نمی‌توان جهت آنرا تشخیص داد. فقط زمانی که قیمت یکی از خطوط بالا یا پایین عبور کرد و شکست تایید شد باید مطابق روند ایجاد شده تصمیم معاملاتی را گرفت.

الگوی مثلث صعودی، دارای خط روند افقی در بالا و یک خط روند صعودی در پایین مثلث است. این الگو نشان از این دارد که به احتمال قوی شکست قیمت به سمت بالای مثلث واقع خواهد شد.

الگوی مثلث نزولی، از سمت دیگر دارای خط روند افقی در پایین و یک خط روند نزولی در بالای مثلث است. این الگو نشان از این دارد که به احتمال قوی شکست قیمت به سمت پایین مثلث اتفاق خواهد افتاد.

نمونه مثلث نزولی:

نحوه تشخیص الگو در تحلیل تکنیکال

بزرگی تحرک قیمت پس از خارج شدن از الگوی مثلث معمولا به اندازه ضلع عمودی سمت چپ مثلث است.

الگوی فنجان و دسته

الگوی فنجان و دسته یک الگوی ادامه دهنده صعودی است. شکل‌گیری این الگو نشان می‌دهد الگوی صعودی برای مدتی با وقفه مواجه شده ولی پس از تکمیل الگو روند صعودی از سر گرفته خواهد شد.

بخش فنجان مانند الگو، شکلی مانند U دارد که مشابه انحنای کف فنجان یا کاسه است. بنابراین این شکل نباید به شکل V باشد. بخش «دسته»، در سمت راست فنجان به شکل یک پولبک کوچک شکل می‌گیرد و مشابه الگوی پرچم سه‌گوش یا پرچم چهارگوش است.

وقتی این الگو تکمیل شد، دارایی موردنظر ممکن است به سقف‌های جدید دست یابد.

نمونه‌ای از الگوی فنجان و دسته را در زیر می‌توانید ببینید:

نحوه تشخیص الگو در تحلیل تکنیکال

الگوهای بازگشتی

در تحلیل تکنیکال، الگویی که تغییر در روند کنونی را نشان می‌دهد با نام الگوی بازگشتی (Reversal Pattern) شناخته می‌شود.

این الگوها نمایانگر آن است که از قدرت خریداران یا فروشندگان بازار کاسته شده است. با شکل‌گیری این الگو، روندی که قبلا تشکیل شده متوقف می‌شود و سپس به مسیر جدیدی که از سمت مخالف قدرت گرفته وارد می‌شود.

برای مثال یک روند صعودی که توسط خریداران مشتاق دنبال می‌شود با شکل‌گیری یک الگوی بازگشتی متوقف می‌شود که نشان‌دهنده توازن قدرت در بین خریداران و فروشندگان است. ولی در نهایت فروشندگان برنده می‌شوند و روند به نزولی تغییر می‌یابد.

بازگشت‌های قیمت که در سقف بازار روی می‌دهد با نام الگوهای توزیعی (distribution patterns) شناخته می‌شوند. در این شرایط، دارایی مورد معامله در بازار به شکل هیجانی فروخته می‌شود.

بالعکس، بازگشت‌های قیمت که در کف بازار رخ می‌دهد، همراه با خرید مشتاقانه و هیجانی از سمت خریداران روبرو می‌شود.

مانند الگوهای بازگشتی، هرچقدر تشکیل الگوهای ادامه‌دهنده طولانی‌تر شود، حرکت مورد انتظار بعدی قیمت پس از شکست حمایت یا مقاومت، بزرگتر خواهد بود.

برخی از الگوهای برگشتی:

الگوی سر و شانه، نشان‌دهنده دو حرکت کوچکتر قیمت است که دو طرف یک حرکت بزرگتر را در بر گرفته است.
الگوی سقف دوقلو، نشان‌دهنده یک موج افزایشی قیمت است که پس از نیز یک موج دیگر در تلاش برای شکستن مقاومت موج قبلی ناکام می‌ماند.
الگوی کف دوقلو، نشان‌دهنده یک موج کاهشی قیمت است که پس از آن یک موج کاهشی دیگر در تلاش برای شکستن حمایت موج قبلی ناکام می‌ماند.

الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه ممکن است در سقف بازار یا کف بازار شکل بگیرد. این الگو شامل سه موج است، یک موج اولیه که با موج دوم که از موج اول بزرگتر است ادامه پیدا می‌کند و در نهایت یک موج سوم که از موج دوم کوچکتر است تکمیل می‌شود.

با تشکیل الگوی سر و شانه در یک روند صعودی، ممکن است روند به نزولی تغییر کند. بالعکس، با تشکیل الگوی سر و شانه در روند نزولی، روند نزولی ممکن است به روند صعودی تغییر کند.

در الگوی سر و شانه، یک خط روند دارای شیب نزولی یا صعودی و یا حتی بدون شیب، را می‌توان با اتصال کف‌ها یا سقف‌ها ترسیم کرد.

با مشاهده تصویر زیر به درک بهتری از این الگو می‌رسید:

در حین تکمیل الگو، حجم معاملات معمولا کاهش می‌یابد و پس از شکسته شدن خط روند، حجم مانند سابق می‌شود.

الگوی کف و سقف دوقلو

الگوی کف و سقف دوقلو، نشان‌دهنده مناطقی است که بازار دو تلاش ناموفق برای شکستن حمایت یا مقاومت داشته است. در مورد سقف دوقلو کع اغلب مواقع مشابه حرف M است، موج صعودی دوم در تلاش برای شکستن مقاومت قبلی ناکام می‌ماند و در نهایت به تغییر روند منجر می‌شود.

از سمت دیگر، کف دوقلو مشابه حرف W است و زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت تلاش می‌کند از سطح حمایت قبلی پایین‌تر روند ولی در اینکار موفق نمی‌شود. در نتیجه تکمیل این الگو، قیمت پس از شکستن مقاومت خود از روند نزولی به صعودی تبدیل می‌شود.

الگوی کف و سقف سه‌قلو

گاهی به جای دو سقف یا کف تقریبا برابر، سه سقف یا کف تشکیل می‌شود که به آن کف و سقف سه‌قلو می‌گویند. این الگو زیاد متداول نیست.

شکل‌گیری این الگو می‌تواند نشانه‌ی قدرتمندی از تغییر روند باشد.

نحوه تشخیص الگو در تحلیل تکنیکال

شکاف‌ها

شکاف یا Gap در تحلیل تکنیکال زمانی است که در نمودار قیمت، در بین دو بازه زمانی معاملاتی، یک فضای خالی به دلیل تفاوت عمده در مقدار افزایش یا کاهش قیمت ایجاد می‌شود.

برای مثال، یک سهم ممکن است در یک روز معاملاتی، در قیمت ۵۰۰ تومان بسته و روز بعد با اختلاف زیاد در قیمت ۵۳۵ تومان بازگشایی شود.

سه نوع شکاف عمده وجود دارد:

شکاف گسست (Breakaway gap)
شکاف فرار (runaway gap)
شکاف خستگی (exhaustion gap)
شکاف‌های گسست در ابتدای یک روند و شکاف‌های فرار در میانه یک روند تشکیل می‌شوند و شکاف‌های خستگی نشان از پایان قریب‌الوقوع یک روند دارند.

سخن آخر

الگوها اهمیت زیادی در تحلیل تکنیکال دارند ولی برای شناسایی آنها باید تمرین کنید و تجربه داشته باشید.

خیلی راحت می‌توان به گذشته نمودار نگاه کرد و این الگوها را شناسایی کرد ولی تا وقتی که الگو تکمیل نشده، شناسایی آن چندان ساده نیست.

تحلیل تکنیکال و بررسی الگوهای اصلی + معرفی اندیکاتور MACD

الگو سر و شانه سقف بعد از یک روند صعودی شکل میگیرد که کامل شدن آن ، نشان دهنده پایان روند صعودی می باشد و سهم در آستانه ورود به سیر نزولی قرار دارد. الگو شامل سه سقف پشت سر هم می باشد، سقف وسط آن را سر و سقف های کناری را شانه می نامند سقف سر از دو سقف شانه ها بلند تر است و هنگامی که کف های ناشی از هر سقف به هم وصل شوند خط حمایت ( خط گردن) را تشکیل می دهند.فاصله سقف سر تا خط گردن نباید بیشتر از ۴۰ درصد کل بدن باشد.

از جمله سیگنال های هشدار دهنده در الگوی سر و شانه سقف میتوان به واگرایی حجم و قیمت در محدوده قله سر و شانه چپ ، شکست خط روند صعودی ، ناتوانی قله شانه راست برای رسیدن به قله سر و کاهش محسوس حجم معاملات شانه راست نسبت به دو قله قبلی ، شکسته شدن خط گردن و تکمیل الگو اشاره کرد.

البته باید در نظر گرفت که حجم معاملات معمولا در محدوده سر از شانه چپ کمتر است اما وجود چنین شرطی ( واگرایی حجم ) ضروری نیست بلکه کاهش محسوس حجم معاملات در محدوه شانه راست نشانه اصلی حجم معاملات در الگو سر و شانه محسوب می شود و در هنگام شکسته شدن خط گردن حجم معاملات به طور محسوسی افزایش پیدا میکند.هدف قیمتی در الگو سرو سانه سقف فاصله عمودی قله سر تا خط گردن، از محل شکسته شدن خط گردن اعمال می شود.

سر و شانه صعودی بهترین موقعیت برای خروج از یک سهم می باشد. در مورد فیلتر کد به کد حقوقی به حقیقی بیشتر بدانید.

الگو سر و شانه کف

الگوی سر و شانه کف با الگوی سروشانه سقف شباهت‌های زیادی دارد اما این الگو برای معتبر بودن، مقدار زیادی به حجم معاملات وابسته است. به عنوان یک الگوی بزرگ بازگشتی، سر و شانه کف بعد از یک روند نزولی شکل می‌گیرد و باعث تغییر روند به صعودی می‌شود. الگو شامل سه کف یا دره است و دره وسطی (سر) عمیق‌ترین دره و دو دره کناری آن که به عنوان دره (شانه) سمت راست و دره ( شانه) سمت چپ نامیده می‌شوند مکدی و الگوهای بازگشتی عمق کمتری دارند.
در حالت ایده‌آل دو شانه یا دو دره در این الگو در ارتقاع و عرض یکسان هستند. با اتصال برخوردهایی که به عنوان سطح یا محدوده مقاومت‌اند خط گردن شکل می‌گیرد.

حرکات قیمت در الگوهای سر و شانه سقف و سر و شانه کف تقریبا شبیه هم ولی بالعکس هستند. نقش قیمت در الگوی سر و شانه کف، تفاوت این دو الگوست. گرچه افزایش حجم در زمان شکست خط گردن در “الگوی سر و شانه سقف” نشانه‌ای قوی برای تایید الگوست ولی در الگوی سر و شانه کف، این مورد برای تایید الگو کاملا لازم و حیاتی است.

بهترین موقعیت خرید و ورود به سهم سر و شانه کف می باشد.

الگو سقف دوقلو:

الگوی سقف دوقلو در مقابل الگوی کف دوقلو قرار دارد، که یک الگوی نزولی است و زمان برگشت روند صعودی را نشان میدهد. همانطور که از نام آن مشخص است این الگو از دو اوج و یک کف در وسط آنها تشکیل شده است. الگو سقف دو قلو یک الگوی بسیار قوی می باشد. برای شناسایی این الگو باید منتظر بمانیم تا خط حمایت شکسته شود . بنابراین قبل از شکست خط حمایت ، هنوز شکل گیری این الگو مورد تایید نیست.

در الگوی سقف دو قلو هدف قیمتی ارتفاع قله راست تا خط گردن ، از محل شکسته شدن خط گردن اعمال می شود و یا کانال قیمت رسم می شود.

گاهی از اوقات در روند سهم ممکنه سقف سوم هم تشکیل بشود.

الگو دسته فنجانی:

نمودار سهم در یک بازه زمانی نسبتا طولانی روند نزولی دارد و بدون هیچ عجله ای بازیگردانان سهام و عاملان پول هوشمند در کف قیمتی وارد سهم میشوند و بعد از گذشت مدت زمانی، رنج خوردن سهم تمام میشود و سهم با یک شیب نسبتا سریع رو به بالا، روند صعودی در پیش میگیرد. در این قسمت با توجه به شیب نزولی و شیب صعودی که اتفاق افتاده خود فنجان تشکیل میشود . بعد از برخورد به خط روند داخلی سهم کمی ریزش دارد در اصل موج اصلاحی خود را سپری میکند و دوباره بعد از اصلاح به روند صعودی خود ادامه میدهد در اینجا دسته فنجان در حال تشکیل شدن است.

الگو اسپایک یا شارپ :

اسپایک ها سخترین نوع حرکت بازار برای خرید و فروش هستند ، زیرا حرکت اسپایک خیلی سریع رخ میدهد و نوسان گیران بازیگران اصلی این الگو هستند. معمولا در بازار هایی اتفاق می افتند که بیش از حد در یک جهت حرکت کرده و با انتشار اخبار مغایر خیلی سریع و ناگهانی بازار دچار یک چرخش میشود.

الگو های ادامه دهنده:

الگوهای ادامه دهنده هم در روند صعودی و هم در روند نزولی تشکیل می شوند. به این شکل که پس از یک روند صعودی سهم شروع به اصلاح کرده و بعد از اتمام اصلاح به روند صعودی خود ادامه میدهد توجه کنید هدف قیمتی در این الگو به اندازه رشد موج اول میباشد، در روند نزولی این الگو کاملا برعکس شکل میگیرد.

تنها تفاوت الگو های ادامه دهنده با یکدیگر شکل تشکیل شده در موج اصلاحی می باشد. که می تواند به شکل یک مستطیل یا مثلث باشد.

اندیکاتور مک دی :

این اندیکاتور برای شناسایی قدرت ، شتاب و جهت روند استفاده می شود. اجزای تشکیل دهنده مک دی ، سیگنال همگرایی ، واگرایی و میانگین متحرک می باشد. مک دی جزء اندیکاتور های با اعتبار بالا است.

مک دی در دو نوع مک دی جدید و مک دی کلاسیک وجود دارد، که ما به جهت سهولت در تشخیص و دقت بالا از مک دی کلاسیک استفاده میکنیم.

اندیکاتور مک دی کلاسیک شامل خط های عمودی مشکی به نام هیستوگرام ، خط آبی به نام مک دی و خط قرمز بنام سیگنال می باشد.

زمانی که خط مک دی از پایین با خط سیگنال برخورد کند به ما سیگنال خرید و زمانی که خط مک دی از بالا با خط سیگنال برخورد کند به ما سیگنال فروش میدهد.

الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال

روزانه معامله‌گران زیادی به دنبال بررسی داده‌ها و جمع آوری اطلاعات در مورد خرید یا فروش سهام هستند. بسیاری از تحلیلگران بازار سرمایه، برای بررسی سهام و تصمیم گیری برای انجام معامله موفق و منطقی، از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند تا با استفاده از ابزارهای آن و امکاناتی که برای آنها فراهم می‌آورد، بتوانند شناخت بهتری از روند سهام مورد نظر خود داشته باشند. الگوهای بازگشتی یکی از مؤثرترین ابزارهای تحلیل تکنیکال در تشخیص روند می‌باشد که همیشه مورد توجه تحلیلگران بازار است. این الگوها، اصول و ساختاری دارند که کسب آگاهی و شناخت از آنها برای هر معامله‌گری که می‌خواهد در بازار بورس فعالیت کند، لازم و ضروری به شمار می‌رود.

در این مقاله سعی بر آن داریم تا به بررسی الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال بپردازیم و مطالبی که در ادامه شرح می‌دهیم:

الگو بازگشتی چیست؟

انواع الگوهای بازگشتی:

۱ - الگوی سر و شانه کف/ سقف

۲ - الگوی سقف و کف دوقلو

۳ - الگوی سقف و کف سه‌قلو

4-الگوی کنج نزولی (Falling Wedge)

5-الگوی کنج بالارونده (Rising Wedge)

الگو بازگشتی (reversal patterns) چیست؟

در این الگوها، نمودار قیمتی بعد از طی روند مشخصی در طول بازه زمانی، روند آن متوقف و یا خنثی می‌شود و یا در جهتی مخالف روند قبلی خود، روند حرکتی جدیدی را در پیش خواهد گرفت. در الگوی بازگشتی امکان دارد که یک روند نزولی به روند صعودی قبلی بازگردد و یا یک روند صعودی به یک روند نزولی تبدیل شود. به‌واقع در الگوی بازگشتی، نقطه عطفی در نمودار به وجود می‌آید که روند بعدی را تحت تأثیر خود می‌گذارد.

انواع الگوهای بازگشتی

درحالی‌که تصور می‌شود الگوهای بازگشتی همگی مشابه هم هستند اما باید گفت این‌گونه نیست و این الگوها دارای انواع بخصوص و مجزایی می‌باشند که در تحلیل تکنیکال به کار می‌روند. در این قسمت به مهم‌ترین الگوهای موجود در مورد الگوهای بازگشتی، می‌پردازیم. این الگوها هرکدام جزو الگوهای قدرتمند هستند که با استفاده از آنها، به درک بهتری از نمودار قیمتی سهام و دارایی‌های مختلف می‌رسیم. این الگوهای بازگشتی، داده‌ها و اطلاعات دقیق و مفیدی به معامله‌گران می‌دهد تا قبل از معامله خود تمامی جوانب نمودار سهام را بسنجند و نسبت به آن تصمیم‌گیری کنند. در مجموع دانستن و آگاهی از این الگوها به شناخت موقعیت سهام و پیداکردن نقاط مهم نمودار برای خرید و یا فروش کمک بسیار زیادی می‌کند. در ادامه به بررسی پنج الگوی مهم از دسته الگوهای بازگشتی می‌پردازیم.

الگوی سر و شانه کف و سقف

قبل از تشکیل یک الگوی بازگشتی، باید یک روند در مسیر قبلی وجود داشته باشد که بتوان برای بازگشت، الگویی متصور شد. الگوی سر و شانه یکی از معروف‌ترین الگوهای کلاسیک بازگشتی محسوب می‌شود. این مکدی و الگوهای بازگشتی الگو در انتهای روند رخ می‌دهد و روند صعودی را به نزولی و برعکس، روند نزولی را به صعودی تبدیل می‌کند. این الگو زمانی تشکیل می‌شود که بعد از روند، الگویی بر مبنای چند سقف قیمتی و یا چند کف قیمتی شکل بگیرد.

این الگو زمانی تشکیل می‌شود که بعد از روند، الگویی بر مبنای چند سقف قیمتی و یا چند کف قیمتی شکل بگیرد.

الگوی سر و شانه سقف

در الگوی سر و شانه سقف، همان طور که در شکل زیر ملاحظه می‌شود، بعد از یک روند صعودی تشکیل می‌شود و با پایان الگو، روند صعودی به اتمام می‌رسد. در این الگو، سه سقف تشکیل می‌شود که سقف میانی از دو سقف دیگر بلندتر است. به‌خاطر شکل ظاهری آن، سقف وسط را سر و دو سقف کناری را شانه می‌نامند. پس از تکمیل الگو، مشاهده می‌شود که روند صعودی پایان میابد و به روند نزولی تبدیل می‌شود. این در زمانی اتفاق می‌افتد که خط گردن با حجم بالا و پرقدرت شکسته شود تا بعد از آن، روند نزولی شکل بگیرد. در این موقع، خط حمایتی قبلی، تبدیل به خط مقاومتی برای روند بعدی می‌شود. اگر این الگو تأیید شود، معمولاً یک روند نزول برای سهام متصور می‌شویم.

3-abazgashti.jpg

الگوی سر و شانه کف

در الگوی سر و شانه کف، درست برعکس بحث بالا اتفاق می‌افتد. در این الگو بعد از یک روند نزولی، چند کف قیمتی به وجود می‌آید که کف وسط، نقش سر و دو کف کناری، نقش شانه را بازی می‌کنند. پس از تشکیل این الگو و اتمام مکدی و الگوهای بازگشتی آن، روند نزولی تبدیل به روند صعودی می‌شود. اگر این الگو تأیید شود، معمولاً یک روند صعود برای سهام متصور می‌شویم و می‌تواند فرصت مناسبی برای خرید در این نقاط باشد.

3-bbazgashti.jpg

الگوی سقف و کف دوقلو

این الگو به‌واقع یکی از پرتکرارترین الگوهای بازگشتی به شمار می‌رود و باید در استفاده از آن دقت لازم را داشت. کندل‌های بازگشتی در این الگو از اهمیت بالایی برخوردار است.

در الگوی سقف دوقلو، به طور معمول، یک الگوی نزولی بازگشتی تشکیل می‌شود. در این الگو کندل‌های قیمتی، دو قله و یک دره را پدید می‌آورند که در شکل زیر به‌وضوح قابل رویت است. اولین سقف، بالاترین میزان قیمت را ثبت می‌کند و در حکم یک ناحیه مقاومتی عمل می‌نماید. بعد از آن افت قیمت اتفاق می‌افتد تا یک کف جدید ساخته شود و بعد از آن نمودار قیمتی تا سقف قبلی حرکت می‌کند. زمانی که الگوی دوقلو ساخته شد، حال می‌توان در انتظار یک روند نزولی در این الگوی بازگشتی باشیم. همان طور که مشخص است، در طی این روند حمایت به مقاومت تبدیل می‌شود. بهترین استراتژی معامله در این مواقع این است که در زمان افت قیمتی اول خریدار باشیم و در سقف دوم فروشنده باشیم تا در ادامه روند به سمت روند نزولی، متضرر نشویم.

4-abazgashti.png

الگوی کف دوقلو، برعکس الگوی سقف عمل می‌کند. مطابق این الگو، بعد از یک روند نزولی، نمودار قیمتی، دو کف و یک قله می‌سازد. برای تشکیل این الگو، حتماً باید یک روند نزولی از قبل وجود داشته باشد در غیر این صورت تشخیص آن چندان اعتباری ندارد. به هر حال اولین کف در نمودار، می‌تواند نشان‌دهنده این موضوع باشد که احتمال زیاد کف دوم هم در همین حوالی شکل خواهد گرفت. بین کف اول و کف دوم، یک افزایش قیمتی خواهیم داشت که قله می‌نامیم. پس از تکمیل الگوی کف دوقلو، طبیعتاً شاهد یک روند صعودی در روند سهام خواهیم بود.

بهترین استراتژی معاملاتی در این الگو، به این صورت می‌باشد که وقتی، کندل بازگشتی از کف دوم به سمت بالا در حرکت باشد، فرصت مناسب برای خرید خواهد بود چراکه یک روند صعودی قدرتمند در آن نقطه به وجود می‌آید.

4-bbazgasht.jpg

الگوی سقف و کف سه‌قلو

این الگو شباهت بسیار زیادی به مبحث بالا در مورد الگوی دوقلو دارد اما با یک تفاوت در تعیین سقف و کف جدید. زمانی که الگوی سقف و کف دوقلو در شکستن سطوح حمایتی و مقاومتی خود ناکام باشند، فعل‌وانفعالات بازار و کشمکش میان خریداران و فروشندگان سهم باعث می‌شود تا یک کف و یک سقف دیگر به الگو اضافه شود و به عبارتی یک نوسان دیگر در نقطه حمایت و نقطه مقاومت، اتفاق می‌افتد و در این حالت ما با یک الگوی سقف و کف سه‌قلو و در واقع با سه سقف قیمتی مواجه خواهیم شد که در شکل زیر قابل‌مشاهده می‌باشد.

4-cbazgashti.jpg

در الگوی سقف سه‌قلو، هرگاه نمودار سهام سقف جدید سوم را لمس کرد، به‌احتمال بسیار زیاد در یک الگوی برگشتی، وارد روند نزولی خواهد شد.

به همین ترتیب در الگوی کف سه‌قلو، زمانی که نمودار قیمتی، کف جدید سوم را لمس کرد، به‌احتمال بسیار زیاد در یک الگوی برگشتی، وارد روند صعودی خواهد شود.

الگوی کنج نزولی (Falling Wedge)

الگوی کنج به طور معمول، خبر از یک توقف در روند و بعد در ادامه، تبدیل‌شدن به یک روند بازگشتی، می‌دهد. در الگوی کنج نزولی پایین رونده، یک الگوی مخروطی شکل به سمت پایین شکل می‌گیرد اما برخلاف ظاهر آن، این روند اصلاً نزولی نیست و پس از اتمام الگو و خروج کندل بازگشتی از کنج، یک روند صعودی در این حالت اتفاق می‌افتد.

5-abazgashti.jpg

در این الگو نیز لازم است قبل از تشکیل کامل الگو، یک روند قبلی در نمودار داشته باشیم. بعد از تغییر روند به سمت الگوی کنج نزولی، معاملات سهام در نوسانات قیمتی و شکل مخروطی قرار می‌گیرد تا زمانی که بتواند از کنج این مخروط خارج شود. در این هنگام، ما شاهد یک روند صعودی در کندل‌های قیمتی خواهیم بود که تحلیلگران با پیداکردن این نقطه فرصت مناسبی را برای خرید به دست می‌آورند چراکه هر لحظه نمودار سهام وارد روند صعودی خود خواهد شد.

به همان نحوی که در تحلیل تکنیکال اغلب به دنبال شکست مقاومت هستیم، در الگوی کنج نزولی نیز باید سطح مقاومتی در کنج، شکسته شود تا بتوان برای آن سیگنال خرید و یا روند صعودی متصور شد.

الگوی کنج بالارونده (Rising Wedge)

طبیعتاً خلاف جهت الگوی کنج پایین رونده، الگوی کنج بالارونده تشکیل می‌شود. در این الگو، نمودار کندلی سهام بعد از یک روندی که از قبل وجود داشته است، وارد نوسانات قیمتی و عرضه و تقاضایی می‌شود که تشکیل یک‌شکل مخروطی به سمت بالا می‌دهد. این مخروط به صورتی است که در طی معاملات روزانه، کف‌ها و سقف‌های جدید به سمت بالا می‌سازد. این نوسانات تا جایی ادامه پیدا می‌کند که چندین بار سقف و کف جدید ساخته باشد. طبق الگوی کنج بالارونده، هرگاه سطوح مقاومتی در مخروط، شکسته شود، هر لحظه امکان دارد، الگو تکمیل شود و شاهد روند نزولی در حرکت بعدی سهام باشیم.

5-bbazgasht.jpg

به همان ترتیبی که شکسته شدن حمایت در تحلیل تکنیکال، یک هشدار به معامله‌گر تلقی می‌شود، در الگوی کنج بالارونده نیز با شکست حمایت در کنج مخروط به پایین، هر لحظه این احتمال وجود خواهد داشت تا روند نمودار به سمت روند نزولی حرکت کند و این می‌تواند نمودار قیمتی سهم را تا مدت‌ها وارد فاز افت قیمتی نماید.

بنابراین می‌توان گفت در هر دو الگوی کنج نزولی و کنج بالارونده، کندل قیمتی نمودار، مانند فنری در کنج فشرده می‌شود تا زمانی که با شکست مقاومت و یا شکست حمایت، نمودار سهام با قدرت وارد روند بعدی خود شود. این روند در الگوی کنج نزولی قطعاً صعودی و در الگوی کنج بالارونده، نزولی خواهد بود.

جمع‌بندی

الگوهای بازگشتی از مباحث مهم در تحلیل تکنیکال می‌باشد و در کنار سایر ابزارهای تحلیلی، از قدرت بالایی برخوردار می‌باشند. این الگوها برای تحلیلگران و فعالان بازار سرمایه حائز اهمیت هستند به طوری که بسیاری از معامله‌گران بازار برای تعیین نقاط خرید و فروش خود از الگوهای بازگشتی استفاده می‌کنند تا درک بهتری از روند آتی سهام خود داشته باشند. الگوهای بازگشتی به پنج دسته مهم تقسیم می‌شوند که هرکدام تشکیل الگویی با اشکال مختلف می‌دهند و بسته به نوع آن، تفسیرهای متفاوتی ارائه می‌شود. در این مقاله سعی بر این داشتیم تا به بررسی انواع الگوهای بازگشتی بپردازیم و طراحی استراتژی خرید یا فروش بر اساس آنها را شرح دهیم.

آن چیزی که مسلم است این نکته خواهد بود که تشخیص الگوهای بازگشتی نیاز به کسب مهارت و تجربه‌های بالا دارد تا به‌راحتی بتوان با آنها کار کرد. از همین رو کارگزاری اقتصاد بیدار با همکاری مشاورین و متخصصین خود خدمات تحلیلی و آموزشی خود را به علاقه‌مندان بازار سرمایه ارائه می‌دهد که کافی است با دفاتر آن در تماس باشید.

یک سر و گردن بالاتر با الگوی سر و شانه در تحلیل تکنیکال!

الگوی سر و شانه

تحلیل تکنیکال، ستاره بزرگ این روزهای بازارهای مالی است.

با توجه به کاربرد زیاد این الگو، تقریبا غیر ممکن است که نام آن به گوش افراد فعال در بازارهای مالی نخورده باشد.

با وجود محبوبیت روزافزون این موضوع و مباحث وابسته به آن، همچنان اندک افرادی هستند که کاربرد‌ الگو‌های مختلف را بدانند.

این افراد، تنها کسانی هستند که می‌توانند بازار را پیش بینی کرده و با اطمینان تحلیل‌های بهتری را ارائه دهند.

یکی از مهم‌ترین الگو‌هایی که برای تحلیل تکنیکال و رسیدن به سود بیشتر باید به آن اشراف کامل داشت، الگوی سر و شانه است. الگوریتم مهمی که از الگوهای بازگشتی به شمار می‌رود و خود به زیرمجموعه های بسیاری تقسیم شده است.

معمولا‌ بعد از‌مشاهده این الگو، چه به صورت معمولی و چه سر و شانه معکوس، وقوع یک حرکت پرقدرت در نمودار سهم مورد انتظار است که جهت حرکت آن، برخلاف حرکت اولیه نمودار باشد.

همانطور که از نام این الگو پیداست، در الگوی سر و شانه؛ نمودار قیمت در واحد زمان، از سه نقطۀ اوج می‌گذرد.

اگر این سه نقطه را به ترتیب زمان رخ دادن آنها ‌B ،A و C بنامیم، می توان گفت مقدار قیمت‌ها در نقاط ابتدایی و انتهایی، (همان نقاط A و C ) ، تقریبا در یک سطح و پایین تر از نقطۀ میانی (تقطۀ B) قرار دارند ( البته باید توجه داشت که این تعریف مربوط به سر و شانه سقف است و در معکوس این الگو، نقاط کناری از نقطۀ میانی مقدار بیشتری دارند).

سر و شانه

همان‌طور که قابل مشاهده است، دو نقطه (S) – مخفف کلمۀ shoulder به معنای شانه- در دوطرف نقطۀ میانی یا (H) -که مخفف Head به معنای سر است- قرار گرفته اند و الگوی سر و شانه سقف را تشکیل داده اند.

برای توصیف نوسانات اتفاق افتاده در این الگو، از اصطلاحات گاوی و خرسی استفاده می‌شود؛ به طوری که می‌توان گفت الگوی سر و شانه، یک تکرار از روند های گاوی و خرسی را به تصویر می‌کشد که به ترتیب، برای توصیف الگوهای های صعودی و نزولی به کار برده می‌شوند.

می‌توان ادعا کرد در هر بار شکل گرفتن نقاط اوج کناری (شانه ها) و نقطۀ اوج میانی، این روند صعود و نزول، یا به عبارتی روند گاوی- خرسی (bullish-bearish) یک بار تکرار شده و در مجموع سه بار شیب نمودار تغییر کرده و معکوس می‌شود.

بازار گاوی و خرسی

اصطلاحات گاوی و خرسی، نشان دهندۀ روند های صعودی و نزولی، در واقع برگرفته از نوع ایستادن این دو نماد و سمت و جهت نگاه هرکدام از آنها به حریف خود می‌باشد.

حال باید اشاره کرد که شناخت الگوی سر و شانه ها چه نقشی در بهتر شدن تحلیل های تکنیکال ما ایفا می‌کند؟

سر و شانه دوقلو چه تفاوتی با سر و شانه دارد و این تمایزات چه تفاوتی در زمان رسیدن به سود ایجاد می‌کنند؟

در ادامه به پاسخ این سوالات می‌پردازیم:

الگوی بازگشتی

الگوی سر و شانه (سمت راست) و سر و شانه معکوس (سمت چپ)

همانطور می بینیم که روند صعود و نزول در هر کدام از این الگو ها سه بار اتفاق افتاده و الگوی سر و شانه را تبدیل به الگویی بازگشتی نموده است.

از ویژگی های این الگوی کاربردی، جذابیت و قابل فهم بودن آن برای هر دو گروه افراد تازه کار در تحلیل های تکنیکال و افراد متخصص در این حوزه می باشد. همچنین این الگو در سرمایه گذاری و معامله های مختلف نیز مورد استفاده واقع می شود.

هنگامی که در تحلیل خود از سر و شانه سقف (بالا) استفاده می کنیم، می توانیم از اندازه گیری فاصله عمودی از نقطۀ میانی بالای سر تا خط گردن، برای تخمین تارگت قیمتی کمک بگیریم.

به عنوان مثال، اگر فاصله این دو نقطه 20 واحد را نشان دهد، پس از شکستن خط گردن، می توان تحلیل و پیش بینی کرد که مقدار نمودار حداقل 20 واحد دیگر به زیر خط گردن سقوط می‌کند.مکدی و الگوهای بازگشتی مکدی و الگوهای بازگشتی

همچنین برعکس این پدیده نیز ممکن است رخ بدهد، بدین صورت که با اندازه‌گیری فاصله عمودی از خط گردن به پایین تا نقطۀ سر، می‌تواند به ما بگوید مقدار قیمت تا چه حد از خط گردن بالا می رود.

الگوی سر و شانه در تحلیل تکنیکال ممکن است متفاوت ظاهر شود. زمانی که قبل از تشکیل آن، روند صعودی یا bullish داشته باشیم، سر و شانه سقف تشکیل شده و اگر شروع رخ دادن این روند با نزول همراه باشد، سر و شانه کف را خواهیم داشت که آن را با نام “سر و شانه معکوس” نیز می‌شناسیم.

این روند معکوس، به طور عمده در امتداد یک روند نزولی پیشین در نمودار تشکیل شده و اصولا موجب تغییر روند نزولی می‌شود. در واقع می‌توان نتیجه گرفت که نقطۀ بعد از خط شکست گردن، می تواند نقطۀ خوبی برای ورود به معاملۀ مورد نظر باشد.

با توجه به اینکه الگوی سر و شانه یک الگوی بازگشتی است، باید اندیکاتور مکدی به موازات آن سیگنال های واگرایی مکدی و الگوهای بازگشتی تولید کند.

به طور کلی در تعاریف، با این الگو مانند الگوهای معکوس روند رفتار شده و در این گروه قرار داده می‌شود. همچنین الگوی سر و شانه گاهی به صورت یک الگوی ادامه دهنده نیز ظاهر شده و عمل می‌کند. این عملکرد الگوی سر و شانه ادامه دهنده به نوع معمولی آن شباهت بسیاری داشته اما چند تفاوت جزئی در نحوۀ شکل گیری آن‌ها نیز وجود دارد.

سر و شانه ادامه دهنده بعد از اوج گرفتن ناگهانی یا افت قیمت زیاد، ایجاد شده و در نتیجه اگر با دید گسترده تری به آن بنگریم، شباهت بیشتری با یک الگوی تلفیقی در آن دیده می شود و چندان به یک روند معکوس شبیه نیست.

الگوی سر و شانه، از الگو های مهم و کاربردی در تحلیل تکنیکال است که لازم است مباحث مربوط به آن را بشناسیم و به کار ببندیم.

مباحثی مانند سر و شانه معکوس، نحوۀ عملکرد این الگو در روند های نزولی و اندیکاتور مکدی، همچنین واگرایی الگوی سر و شانه و انواع مختلف الگو های تکرارشوندۀ دیگر که ما را برای رسیدن به بهترین تحلیل ها و نقاطی با بالاترین سوددهی راهنمایی می‌کنند.

قصد شروع سرمایه‌گذاری در بورس را دارید؟ اولین قدم این است که افتتاح حساب رایگان را در یکی از کارگزاری‌ها انجام دهید:

برای سرمایه‌گذاری و معامله موفق، نیاز به آموزش دارید. خدمات آموزشی زیر از طریق کارگزاری آگاه ارائه می‌شود:

قصد خرید یا فروش ارز دیجیتال در ایران را دارید؟ در این سایت می‌توانید با اطمینان و با چند کلیک خرید کنید:



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.