ساختار الگوی ستاره صبح


آیا ساختار تشکل‌ها پذیرای بنگاه‌های کوچک و متوسط است؟

مساله حضور بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس موسوم به SME در تشکل‌های اقتصادی سال‌ها است که به یک چالش بدل شده است. در تشکل‌های مختلف این بحث بارها مطرح شده است که بنگاه‌های کوچک و متوسط یا به اصطلاح SMEها نیاز به تشکل دارند تا در کنار یکدیگر بحث‌های آنها مطرح شود و از سوی دیگر با توجه به قدرت بنگاه‌های بزرگ معمولا شاهد حضور نمایندگان آنها در راس تشکل هستیم. به صورت کلی حتی این بحث بارها مطرح شده است که آیا اصولا باید رای یک بنگاه کوچک با یک بنگاه بزرگ به یک اندازه باشد؟ حتی در زمانی که رای تشکل‌ها مطرح می‌شود این مشکل خود را نشان می‌دهد و همه تشکل‌ها رای یکسانی دارند در حالی که سهم آنها از اقتصاد متفاوت است.

در تعریف، SME دربرگیرنده کلیه بنگاه‌های کوچک و متوسط اعم از بنگاه‌های صنعتی، خدماتی، بازرگانی و کشاورزی است و معمولا بر اساس عوامل متعدد از جمله تعداد نیروی انسانی شاغل یا میزان سرمایه در گردش، به بنگاه‌های Micro، Small و Medium تقسیم می‌شوند؛ این بنگاه‌ها به علت ویژگی‌های خاص خود دارای کارکردهای منحصر به فردی هستند که اشتغالزایی، توزیع ثروت در جامعه، توسعه مناطق حاشیه‌ای، تامین تولیدات مورد نیاز کشورها و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز صنایع و بنگاه‌ها از جمله این عوامل به شمار می‌رود. برابر تعریف مرکز آمار ایران، کسب و کارهای دارای 91 کارگر، کسب و کارهای 4910 کارگر، کسب و کارهای 99 50 کارگر و کسب و کارهای بیش از 100 کارگر در این طبقه‌بندی جای می‌گیرند. بانک مرکزی ایران نیز کسب و کارهای زیر 100 نفر نیروی کار را به عنوان بنگاه‌های کوچک و متوسط تلقی می‌کند این در حالی است که در ایالات متحده امریکا بنگاه‌هایی که کمتر از 500 نفر پرسنل داشته باشند، شرکت کوچک می‌نامند و در آلمان، شرکت‌های بین 10 تا 499 نفر را بنگاه‌های متوسط به شمار می‌آورند. در خصوص علت اهمیت SMEها باید گفت که بنگاه‌های کوچک و متوسط قابلیت تجمیع افراد و کارآفرین شدن آنها را دارند و با راه‌اندازی کسب و کارهای خرد و کوچک ضمن ایجاد فرصت‌های شغلی، زمینه خلق نوآوری در تولیدات، محصولات و خدمات را به وجود می‌آورند. افزایش کارایی صنایع بزرگ، امکان رقابت سالم و جلوگیری از رانت و انحصار را از دیگر ویژگی‌های بنگاه‌های کوچک و متوسط است و داشتن قدرت بازاریابی و بازارشناسی و نفوذ به بازارهای هدف از شاخصه‌های اصلی این بنگاه‌ها به شمار می‌رود. از سوی دیگر تربیت نیروهای متخصص و کارآمد، بازدهی سریع و هزینه کم از نقاط قوت SMEها به شمار می‌رود.

مشکل یکپارچه نبودن SMEها

اما مساله اصلی این است که استفاده از ظرفیت بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس نیازمند شبکه‌های به هم پیوسته و زنجیره تامین است. در کشورهای توسعه یافته sme می‌تواند در یک پروژه بزرگ اقتصادی نقش داشته باشد؛ چرا که دولت با ایجاد شبکه اطلاع‌رسانی بین sme توانسته آنان را به یکدیگر متصل کند و توانمندیشان را برای انجام یک پروژه بزرگ متمرکز کند. اما در ایران شرایط به شکل دیگری است. در ایران ابتدا باید شبکه اطلاع‌رسانی بین بنگاه‌های کوچک و متوسط ایجاد شود و سپس بین بنگاه‌ها ارتباط برای انجام پروژه‌ها برقرار شود همچنین دولت باید در این زمینه با صرف بودجه اقدام اورژانسی انجام دهد. این شبکه می‌تواند علاوه برتامین نیازهای اولیه بنگاه‌ها به توسعه بازار و بازاریابی آنان کمک کند. از سوی دیگر بسیاری از مشکلات بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس که مانع از پیشرفت آنها می‌شود با ایجاد یک شبکه جامع برداشته می‌شود برای مثال به دلیل سرعت بالای تغییر کالاها و خدمات، sme باید مرتب تولیدات خود را تغییر دهند و در این راستا نیازمند منابع مالی جدید برای ایجاد تغییر هستند از این رو اگر نتوانند بودجه مورد نیاز برای تولید کالاهای جدید خود را تامین کنند موجب خروج آنان از بازار می‌شود.

تشکل‌ها و مساله SMEها

در حال حاضر برخی از تشکل‌ها به دلیل نوع ساختار خود بیشتر از SMEها تشکیل می‌شوند. بعضی از صنایع اصولا فاقد بنگاه‌های بزرگ هستند و به همین دلیل تشکل‌های مربوط به آنها می‌توانند مجمعی برای ایجاد یک تشکل از SMEها باشد. اما مساله این است که اصولا تشکلی که اعضای آن تنها SMEها باشند با تشکلی که برای بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس ایجاد شده باشد تفاوت‌های اساسی دارد. به زبان ساده‌تر نیازهای بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس با نیازهای بنگاه‌های بزرگ متفاوت است و به همین دلیل اگر تشکل به شکل معمول آن ایجاد شود شاید نتواند نیازهای بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس را به درستی پاسخ گوید.

در حقیقت بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس نیاز دارند که مسائلی همچون ایجاد شبکه بازاریابی و مسائلی از این دست در دستور کار تشکل آنها قرار گیرد. SMEها دارای مزیت‌های زیادی هستند اما در برخی موارد هزینه تمام شده آنها به‌خاطر هزینه‌های ثابت بالا به نسبت تولید باعث می‌شود که مزیت‌های خود را از دست بدهند. در این شرایط طبیعی است که تشکل‌هایی که بتوانند هزینه‌های تمام شده را با سرشکن کردن هزینه‌های ثابت بر روی تمام بنگاه‌های کوچک کاهش دهند با اقبال زیادی روبرو است.

برای بنگاه‌های بزرگ، تشکل فرصتی برای لابی با دولت و ایجاد فرصت است اما برای بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس که قدرت مالی اندکی دارند تشکل باید بتواند خدماتی بیشتر از حق عضویت ارائه دهد. در حال حاضر الگوی بسیاری از تشکل‌ها و نهادهایی که در زمینه بخش خصوصی فعالیت می‌کنند یکسان است در حالی که به صورت طبیعی باید بین تشکل‌های مربوط به بنگاه‌های بزرگ و تشکل‌های مربوط به بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس، تفاوت اساسی وجود داشته باشد.

آیا ساختار تشکل‌ها پذیرای بنگاه‌های کوچک و متوسط است؟

مساله حضور بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس موسوم به SME در تشکل‌های اقتصادی سال‌ها است که به یک چالش بدل شده است. در تشکل‌های مختلف این بحث بارها مطرح شده است که بنگاه‌های کوچک و متوسط یا به اصطلاح SMEها نیاز به تشکل دارند تا در کنار یکدیگر بحث‌های آنها مطرح شود و از سوی دیگر با توجه به قدرت بنگاه‌های بزرگ معمولا شاهد حضور نمایندگان آنها در راس تشکل هستیم. به صورت کلی حتی این بحث بارها مطرح شده است که آیا اصولا باید رای یک بنگاه کوچک با یک بنگاه بزرگ به یک اندازه باشد؟ حتی در زمانی که رای تشکل‌ها مطرح می‌شود این مشکل خود را نشان می‌دهد و همه تشکل‌ها رای یکسانی دارند در حالی که سهم آنها از اقتصاد متفاوت است.

در تعریف، SME دربرگیرنده کلیه بنگاه‌های کوچک و متوسط اعم از بنگاه‌های صنعتی، خدماتی، بازرگانی و کشاورزی است و معمولا بر اساس عوامل متعدد از جمله تعداد نیروی انسانی شاغل یا میزان سرمایه در گردش، به بنگاه‌های Micro، Small و Medium تقسیم می‌شوند؛ این بنگاه‌ها به علت ویژگی‌های خاص خود دارای کارکردهای منحصر به فردی هستند که اشتغالزایی، توزیع ثروت در جامعه، توسعه مناطق حاشیه‌ای، تامین تولیدات مورد نیاز کشورها و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز صنایع و بنگاه‌ها از جمله این عوامل به شمار می‌رود. برابر تعریف مرکز آمار ایران، کسب و کارهای دارای 91 کارگر، کسب و کارهای 4910 کارگر، کسب و کارهای 99 50 کارگر و کسب و کارهای بیش از 100 کارگر در این طبقه‌بندی جای می‌گیرند. بانک مرکزی ایران نیز کسب و کارهای زیر 100 نفر نیروی کار را به عنوان بنگاه‌های کوچک و متوسط تلقی می‌کند این در حالی است که در ایالات متحده امریکا بنگاه‌هایی که کمتر از 500 نفر پرسنل داشته باشند، شرکت کوچک می‌نامند و در آلمان، شرکت‌های بین 10 تا 499 نفر را بنگاه‌های متوسط به شمار می‌آورند. در خصوص علت اهمیت SMEها باید گفت که بنگاه‌های کوچک و متوسط قابلیت تجمیع افراد و کارآفرین شدن آنها را دارند و با راه‌اندازی کسب و کارهای خرد و کوچک ضمن ایجاد فرصت‌های شغلی، زمینه خلق نوآوری در تولیدات، محصولات و خدمات را به وجود می‌آورند. افزایش کارایی صنایع بزرگ، امکان رقابت سالم و جلوگیری از رانت و انحصار را از دیگر ویژگی‌های بنگاه‌های کوچک و متوسط است و داشتن قدرت بازاریابی و بازارشناسی و نفوذ به بازارهای هدف از شاخصه‌های اصلی این بنگاه‌ها به شمار می‌رود. از سوی دیگر تربیت نیروهای متخصص و کارآمد، بازدهی سریع و هزینه کم از نقاط قوت SMEها به شمار می‌رود.

مشکل یکپارچه نبودن SMEها

اما مساله اصلی این است که استفاده از ظرفیت بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس نیازمند شبکه‌های به هم پیوسته و زنجیره تامین است. در کشورهای توسعه یافته sme می‌تواند در یک پروژه بزرگ اقتصادی نقش داشته باشد؛ چرا که دولت با ایجاد شبکه اطلاع‌رسانی بین sme توانسته آنان را به یکدیگر متصل کند و توانمندیشان را برای انجام یک پروژه بزرگ متمرکز کند. اما در ایران شرایط به شکل دیگری است. در ایران ابتدا باید شبکه اطلاع‌رسانی بین بنگاه‌های کوچک و متوسط ایجاد شود و سپس بین بنگاه‌ها ارتباط برای انجام پروژه‌ها برقرار شود همچنین دولت باید در این زمینه با صرف بودجه اقدام اورژانسی انجام دهد. این شبکه می‌تواند علاوه برتامین نیازهای اولیه بنگاه‌ها به توسعه بازار و بازاریابی آنان کمک کند. از سوی دیگر بسیاری از مشکلات بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس که مانع از پیشرفت آنها می‌شود با ایجاد یک شبکه جامع برداشته می‌شود برای مثال به دلیل سرعت بالای تغییر کالاها و خدمات، sme باید مرتب تولیدات خود را تغییر دهند و در این راستا نیازمند منابع مالی جدید برای ایجاد تغییر هستند از این رو اگر نتوانند بودجه مورد نیاز برای تولید کالاهای جدید خود را تامین کنند موجب خروج آنان از بازار می‌شود.

تشکل‌ها و مساله SMEها

در حال حاضر برخی از تشکل‌ها به دلیل نوع ساختار خود بیشتر از SMEها تشکیل می‌شوند. بعضی از صنایع اصولا فاقد بنگاه‌های بزرگ هستند و به همین دلیل تشکل‌های مربوط به آنها می‌توانند مجمعی برای ایجاد یک تشکل از SMEها باشد. اما مساله این است که اصولا تشکلی که اعضای آن تنها SMEها باشند با تشکلی که برای بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس ایجاد شده باشد تفاوت‌های اساسی دارد. به زبان ساده‌تر نیازهای بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس با نیازهای بنگاه‌های بزرگ متفاوت است و به همین دلیل اگر تشکل به شکل معمول آن ایجاد شود شاید نتواند نیازهای بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس را به درستی پاسخ گوید.

در حقیقت بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس نیاز دارند که مسائلی همچون ایجاد شبکه بازاریابی و مسائلی از این دست در دستور کار تشکل آنها قرار گیرد. SMEها دارای مزیت‌های زیادی هستند اما در برخی موارد هزینه تمام شده آنها به‌خاطر هزینه‌های ثابت بالا به نسبت تولید باعث می‌شود که مزیت‌های خود را از دست بدهند. در این شرایط طبیعی است که تشکل‌هایی که بتوانند هزینه‌های تمام شده را با سرشکن کردن هزینه‌های ثابت بر روی تمام بنگاه‌های کوچک کاهش دهند با اقبال زیادی روبرو است.

برای بنگاه‌های بزرگ، تشکل فرصتی برای لابی با دولت و ایجاد فرصت است اما برای بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس که قدرت مالی اندکی دارند تشکل باید بتواند خدماتی بیشتر از حق عضویت ارائه دهد. در حال حاضر الگوی بسیاری از تشکل‌ها و نهادهایی که در زمینه بخش خصوصی فعالیت می‌کنند یکسان است در حالی که به صورت طبیعی باید بین تشکل‌های مربوط به بنگاه‌های بزرگ و تشکل‌های مربوط به بنگاه‌های کوچک و متوسط مقیاس، تفاوت اساسی وجود داشته باشد.

اصلاح ساختار در دستور کار شرکت نفت فلات قاره ایران

اصلاح ساختار در دستور کار شرکت نفت فلات قاره ایران

مدیرعامل شرکت نفت فلات قاره ایران گفت: ساختار فعلی این شرکت، پاسخگوی نیازها نیست و از این رو، اصلاح ساختار در دستور کار قرار دارد.

به گزارش شانا، سعید حافظی در دیدار با مهندس علیزاده شعبانی نخستین مدیرعامل شرکت نفت فلات قاره ایران، با بیان این مطلب افزود: ‌ناهمخوانی ساختار با واقعیتها از بزرگترین مشکلات ماست زیرا این شرکت از ابتدای تأسیس تاکنون بسیار گسترده و وظایف متعددی به مسئولیتهای آن اضافه شده است، اما ساختار آن تغییر اندکی داشته و پاسخگوی نیازهای روز شرکت نیست.

وی گفت: به شدت به دنبال اصلاح این ساختار هستیم.

حافظی با بیان این که کار در دریا سختیها و پیچیدگیهای خاص خود را دارد و استفاده از فناوریهای روز دنیا در جهت تولید و نگهداشت نفت در دریا ضروری است، تصریح کرد: نیروی انسانی بزرگترین سرمایه‌ شرکت نفت فلات قاره ایران است و امیدوارم با تکریم این نیروها بتوانیم در جهت حفظ تأسیسات و تولید نفت، گامهای اساسی برداریم زیرا بقای ما در دریا وابسته به تداوم تولید است.

وی ادامه داد: شرائط چند سال گذشته صنعت نفت حتی از دوران جنگ تحمیلی هم سخت‌تر بوده است، اما به هر روی توانستیم این شرائط سخت را پشت سر بگذاریم و تلاش کارکنان در این زمینه ستودنی است.

نتیجه پرونده بورسیه ها به زودی اعلام می شود

تهران- ایرنا- رئیس دیوان عدالت اداری درباره آخرین وضعیت پرونده بورسیه‌های اعطاشده به دانشجویان در دولت های نهم و دهم گفت: نتیجه نهایی پرونده بورسیه ها تا مدتی دیگر و به زودی اعلام می شود.

نتیجه پرونده بورسیه ها به زودی اعلام می شود

به گزارش خبرنگار اجتماعی ایرنا، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدکاظم بهرامی روز چهارشنبه در حاشیه مراسم افتتاحیه ششمین دوره مسابقات قرآنی قوه قضاییه ضمن تبریک روز خبرنگار در جمع خبرنگاران ساختار الگوی ستاره صبح این مطلب را عنوان کرد. در سال 1393 کمیته ای برای بررسی بورسیه های اعطاشده به دانشجویان در دولت های نهم و دهم تشکیل شد و از آنجایی که برخی افراد بورسیه شده فاقد صلاحیت های قانونی و لازم نبودند، بورسیه آنها لغو شد. رئیس دیوان عدالت اداری، هدف از برگزاری مسابقات قرآنی را ترویج فرهنگ قرآنی در مجموعه قوه قضاییه و اهتمام برای نهادینه سازی ارزش های قرآنی در جامعه اعلام کرد و افزود: همه باید در این راستا همکاری کنیم تا این هدف که معاونت فرهنگی قوه قضاییه آن را با جدیت دنبال می کند، به خوبی محقق شود. مسابقات قرآنی حوزه های ستادی و سازمان های تابعه قوه قضاییه روز چهارشنبه در رشته های حفظ، قرائت، مفاهیم و اذان (ویژه آقایان) صبح امروز آغاز شد و تا بعد از ظهر ادامه دارد. در مراسم افتتاحیه این دوره از مسابقات حجت‌الاسلام والمسلمین محمدکاظم بهرامی رئیس دیوان عدالت اداری، حجت‌الاسلام والمسلمین هادی صادقی معاون فرهنگی قوه قضاییه و حافظان و قاریان قرآن حضور داشتند. اجتمام*٣٢٢٩*1834

مسئولیت صحت اخبار ارائه شده به عهده منبع خبر بوده و این رسانه صرفاً رسالت اطلاع‌رسانی خود را در این رابطه انجام می‌دهد.

پیش‌بینی برندگان جایزه نوبل؛نوبل ۲۰۲۲ سهم چه کسانی خواهد شد؟

به گزارش ایسنا، برندگان جوایز نوبل سال ۲۰۲۲ از فردا(دوشنبه) اعلام خواهد شد. هر سال ماه اکتبر، کمیته‌هایی در سوئد و نروژ برندگان جوایز نوبل در زمینه‌های علوم(پزشکی، فیزیک و شیمی)، ادبیات و اقتصاد و همچنین صلح را معرفی می‌کنند. در مجموع شش جایزه اهدا خواهد شد.

جوایز چه زمانی اعلام می‌شود؟

از دوشنبه(سوم اکتبر) تا ۷ اکتبر و دوباره در ۱۰ اکتبر بین ساعت ۵ صبح تا ۷ صبح به وقت منطقه زمانی شرقی برندگان اعلام خواهند شد. اسامی برندگان جوایز در استکهلم و اسلو اعلام می‌شوند و افراد علاقه‌مند می‌توانند این مراسم را به صورت زنده از سایت نوبل تماشا کنند.

جایزه فیزیولوژی یا پزشکی روز دوشنبه سوم اکتبر(۱۱ مهر) در ساعت ۱۱:۳۰ به وقت ساعت تابستانی اروپای مرکزی(۱۳:۰۰ به وقت تهران) در استکهلم اعلام خواهد شد.

جایزه فیزیک در روز سه‌شنبه تاریخ چهارم اکتبر(۱۲ مهر) در ساعت ۱۱:۴۵ به وقت ساعت تابستانی اروپای مرکزی(۱۳:۱۵ به وقت تهران) اعلام خواهد شد.

جایزه شیمی در روز چهارشنبه، پنجم اکتبر(۱۳ مهر) در ساعت ۱۱:۴۵ به وقت ساعت تابستانی اروپای مرکزی(۱۳:۱۵ به وقت تهران) اعلام خواهد شد.

جایزه ادبیات روز پنجشنبه، جایزه صلح در ۷ اکتبر و جایزه علوم اقتصادی در ۱۰ اکتبر اعلام خواهد شد.

نگاهی به برندگان پیش‌بینی شده نوبل

ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که براساس آخرین ارزیابی‌ها نرخ پیشرفت‌های پزشکی و علمی رو به رشد بوده و این آمار بیش از ۱۳۰۰ درصد از سال ۱۹۸۵ تاکنون افزایش داشته است. در حالی که پیشرفت‌های "بی‌سابقه" و "متحول‌کننده‌" زیادی در حال رخ دادن است، پیش‌بینی اینکه افتخارات پژوهشی برتر به کدام یک از آنها تعلق می‌گیرد کار دشواری است. اما با نزدیک شدن به زمان اعلام جوایز نوبل امسال که به ترتیب نوبل پزشکی در تاریخ سوم اکتبر، فیزیک در روز چهارم اکتبر و شیمی در روز پنجم اکتبر مشخص می‌شود، موج پیش‌بینی‌ها نیز شدت گرفته است.

نظرسنجی‌های عمومی، بررسی فهرست سایر جوایز نخبگان، و استنادات مجلات، به افراد کمک کرده تا نام افرادی را که به احتمال زیاد در این رقابت حضور خواهند داشت را جمع‌آوری کنند. فهرست نهایی شامل محققانی است که نحوه تولید انرژی توسط سلول‌ها را نشان داده‌اند، گفتگوی شیمیایی باکتری‌ها را کشف کرده‌اند و بسیاری دیگر از ذهن‌های درخشانی که ما را به سمت "عصر ژنوم" سوق داده‌اند و مهم‌تر از همه، پیشگامان واکسن‌های آران‌ای پیامرسان برای بیماری کووید-۱۹.

نحوه انتخاب برندگان جوایز نوبل یک موضوع کاملاً محرمانه است و سوابق مربوط به اینکه چه کسانی نامزد بوده‌اند و به چه کسانی رای داده شده است به مدت ۵۰ سال به صورت محرمانه حفظ می‌شود. این موضوع پیش‌بینی برندگان احتمالی جدید را چالش ‌برانگیزتر می‌کند. با این حال، برخی از کارشناسان سیستم‌هایی را توسعه داده‌اند که کار قابل توجهی انجام می‌دهند.

دیوید پندلبری(David Pendlebury) از موسسه کلاریویت(Clarivate) به بررسی این موضوع می‌پردازد که تا چه اندازه ساختار الگوی ستاره صبح مقالات کلیدی یک دانشمند توسط همتایانش مورد استناد قرار می‌گیرد و جوایز به اصطلاح پیش‌بینی‌کننده‌ای مانند جوایز لاسکر(Lasker) یا گاردنر(Gairdner) به آنها اعطا می‌شود. او سالانه گروهی از "برندگان مورد استناد قرار گرفته" را اعلام می‌کند و از سال ۲۰۰۲ تا کنون، ۶۴ نفر از برگزیدگان او جایزه نوبل را دریافت کرده‌اند.

پیش‌بینی‌ها برای نوبل پزشکی

با استفاده از این استراتژی پندلبری به این باور رسیده که نوبل پزشکی می‌تواند به دست محققانی برسد که انواع مختلف تجمعات پروتئینی بدشکل، در انواع سلول‌های مختلف که زمینه‌ساز تعدادی از بیماری‌های عصبی از جمله پارکینسون، اسکلروز جانبی آمیوتروفیک(ALS) و زوال عقل پیشانی-گیجگاهی هستند را کشف کرده‌اند. ویرجینیا من-یی لی(Virginia Man-Yee Lee) از دانشگاه پنسیلوانیا در سال ۲۰۰۶ مقاله علمی مهمی را منتشر کرد که اکنون بیش از ۴۰۰۰ بار مورد استناد قرار گرفته است. وقتی پندلبری به این استنادها پرداخت، متوجه شد که محققان تقریباً همیشه به آن مقاله همراه با یک مطالعه بسیار مشابه که چند ماه بعد از مقاله اولیه توسط ماساتو هاسگاوا(Masato Hasegawa) از موسسه علوم پزشکی متروپولیتن(Metropolitan) توکیو منتشر شد، استناد می‌کردند.

پندلبری می‌گوید: کشف مستقل یک پدیده به طور همزمان در جهان علم بسیار رایج است، بیش از آن چیزی مردم تصورش را می‌کنند. بنابراین استنادها معمولاً به سمت اولین مقاله می‌روند، اما این مقاله‌ها در واقع یک جفت هستند. او افزود که از زمان انتشار مقالات آنها، این رشته از جهات مختلف شکوفا شده است، زیرا این یک گام بزرگ رو به جلو برای تلاش برای یافتن روش‌های درمانی برای چنین بیماری‌هایی بوده است.

به دلایل مشابه، پندلبری، دو دانشمند دیگر را نیز در نظر دارد که اکتشافات اساسی در مورد اساس ژنتیکی بیماری‌ها انجام داده‌اند. مری کلر کینگ(Mary-Claire King) از دانشگاه واشنگتن برای کشف نقش جهش در ژن‌های BRCA در سرطان سینه و تخمدان که انقلابی در غربالگری سرطان بوده است و استوارت اورکین(Stuart Orkin) از دانشکده پزشکی هاروارد برای شناسایی تغییرات ژنتیکی که عامل انواع مختلفی از تالاسمی است و به ایجاد درمان‌های نویدبخش مبتنی بر ژن برای اختلالات خونی ارثی می‌انجامد.

نکته دیگری که پندلبری در پیش بینی‌های خود به آن توجه دارد، تناوب است. کمیته‌ها به نوبت به رشته‌های مختلف جایزه می‌دهند. اکتشافات علوم اعصاب، سرطان یا بیماری‌های عفونی هر دهه یک بار یا بیشتر برنده این جوایز می‌شوند. وقتی صحبت از نوبل پزشکی باشد، این تناوب بین اکتشافات زیست‌شناسی مولکولی پایه و کشفیاتی که منجر به درمان یا معالجه بیماری‌ها می‌شود، به چشم می‌خورد.

در دهه گذشته، جایزه پزشکی بارها به علوم پایه رسیده است. در سال ۲۰۱۳، نوبل پزشکی به انتقال درون سلولی، در سال ۲۰۱۶ به فرآیند خود تخریب سلولی، در سال ۲۰۱۷ به ساعت‌های ژنتیکی که ریتم‌های شبانه‌روزی را کنترل می‌کنند، در سال ۲۰۱۹ به نحوه درک سلول‌ها و سازگاری با اکسیژن در دسترس و سال گذشته به نحوه‌ی احساس دما و لمس توسط سلول‌ها اهدا شد. جوایزی که بر موارد بالینی تمرکز داشتند در سال‌های ۲۰۱۵، برای درمان کرم حلقوی و مالاریا، در سال ۲۰۱۸ برای ایمونوآنکولوژی، و در سال ۲۰۲۰ برای کشف ویروس هپاتیت سی اهدا شده است.

این یکی از دلایلی است که نشان می‌دهد چرا جیسون شلتزر(Jason Sheltzer)، زیست شناس سرطان از دانشکده پزشکی ییل، عمیقا اعتقاد دارد که جایزه پزشکی امسال که به کاتالین کاریکو (Katalin Karikó) از موسسه بیوان تک(BioNTech) و درو وایسمن(Drew Weissman) از دانشکده پزشکی پن برای برگزیدن آران‌ای پیام‌رسان از گوشه‌ای مبهمی از زیست‌شناسی سلولی و استفاده از آن در فناوری واکسن‌های متوقف کننده بیماری همه‌گیر کووید-۱۹، برنده نوبل پزشکی سال ۲۰۲۲ خواهند بود. شلتزر می‌گوید: این یک تغییر اساسی در فناوری واکسن است، در این مرحله میلیاردها دوز تزریق شده است، و به طور غیرقابل بحثی میلیون‌ها نفر از مرگ بر اثر کووید نجات یافته‌اند.

همچنین نویسنده این گزارش می‌نویسد: من برای جایزه پزشکی فردی که آنچنان مورد توجه قرار نگرفته است را پیش‌بینی می‌کنم. یوک مینگ دنیس لو(Yuk Ming Dennis Lo) از دانشگاه چینی هنگ کنگ در سال ۱۹۹۷ گزارش داد که یک جنین در حال رشد دی‌ان‌ای بدون سلول را به خون مادر می‌ریزد. ۱۰ سال بعد، او راهی برای استفاده از آن دی‌ان‌ای برای تشخیص ناهنجاری‌های مربوط به سندرم داون پیدا کرد. این اکتشافات روی هم رفته انقلابی در عملکرد بالینی غربالگری ناهنجاری‌های ژنتیکی جنین ایجاد کردند که منجر به توسعه آزمایش‌های غیر تهاجمی قبل از تولد شد که سالانه توسط میلیون‌ها نفر مورد استفاده قرار می‌گیرد. لو به تازگی برای این فعالیت‌ها مورد توجه قرار گرفته و برنده جایزه پیشرفت ۲۰۲۱ در حوزه علوم زیستی و جایزه لاسکر سال جاری برای تحقیقات پزشکی بالینی شده است.

پیش‌بینی‌ها برای نوبل شیمی

شلتزر از سال ۲۰۱۶ تاکنون به پیش‌بینی‌ برندگان نوبل در توییتر خود می‌پردازد، او به درستی جیمز آلیسون، پیشگام در حوزه ایمونوآنکولوژی را برای جایزه پزشکی ۲۰۱۸ انتخاب کرد.

روش او کمی ساده‌تر است. او برندگان هفت جایزه بزرگ علمی یعنی جوایز هورویتز(Horwitz)، ولف(Wolf)، آلبانی(Albany)، شاو(Shaw)، و جایزه پیشرفت(Breakthrough) و همچنین دو جایزه لاسکر(Lasker) و گایردنر(Gairdner) را پیگیری می‌کند. زیرا داده‌ها نشان می‌دهند که کمیته نوبل نمی‌تواند جوایزی که این افراد گرفته‌اند را نادیده بگیرد. کاریکو و وایسمن پنج مورد تا از شش جایزه ذکر شده را دریافت کرده‌اند. او افزود: مسئله این نیست که آیا آنها نوبل دریافت خواهند کرد یا خیر، مسئله این است که این اتفاق چه زمانی رخ می‌دهد.

او در مورد نوبل شیمی با قاطعیت کمتری سخن می‌گوید. آیا ممکن است دیوید آلیس(David Allis) از راکفلر و مایکل گرونشتاین(Michael Grunstein) از دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس از استکهلم تماسی دریافت ساختار الگوی ستاره صبح کنند؟ این دو کشف کرده‌اند که ژن‌ها از طریق پروتئین‌هایی به نام هیستون‌ فعال می‌شوند و برای این کشف یک جایزه لاسکر در سال ۲۰۱۸ و یک جایزه گروبر در سال ۲۰۱۶ به صورت اشتراکی دریافت کردند. فرآیند کنترل بیان ژن، که به عنوان اپی‌ژنتیک شناخته می‌شود، یک فرآیند اساسی در زیست شناسی سلولی است که محققان به تازگی شروع به مهار آن برای درمان بیماری‌های انسانی کرده‌اند. آخرین باری که اپی‌ژنتیک موفق به دریافت جایزه نوبل شد، در سال ۲۰۰۶ بوده است. در آن سال راجر کورنبرگ(Roger Kornberg) برای فعالیت‌هایش که منجر به حل معمای مولکولی نحوه جمع‌آوری رونوشت‌های آران‌ای شده بود، نوبل شیمی را دریافت کرد.

شلتزر می‌گوید: نزدیک به ۲۰ سال از زمانی که این رشته، جایزه نوبل دریافت کرده‌ است، می‌گذرد، بنابراین می‌توان پذیرفت که امسال می‌تواند موعد مقرر آن باشد.

این موضوع برای توالی‌یابی دی‌ان‌ای که آخرین بار در سال ۱۹۸۰ جایزه نوبل را دریافت کرده بیشتر صدق می‌کند. در سال ۱۹۸۰ والی گیلبرت(Wally Gilbert) و فردریک سانگر(Frederick Sanger) برای فعالیت‌هایشان در توسعه اولین روش برای تعیین ترتیب جفت‌های باز در اسیدهای نوکلئیک موفق به دریافت این جایزه شدند. و از آن زمان تاکنون به قدری در این زمینه پیشرفت رخ داده که لوح جانشینان شایسته در حوزه توالی‌یابی عملاً پر شده است.

آیا این جایزه باید به دست دانشمندانی برسد که اولین پیش‌نویس ژنوم انسان را به ما ارائه دادند؟ اگر پاسخ بله است، کدام دانشمند؟ صدها محقق در سرتاسر جهان به این تحقیقات که شاهکار مهندسی و نوآوری علمی بود، کمک کرده‌اند.

اگر کمیته‌های نوبل شیمی یا پزشکی از همتایان خود در کمیته فیزیک که در سال ۲۰۱۷ از سازمان‌دهندگان پروژه بین‌المللی کشف امواج گرانشی تجلیل کردند، الگو بگیرند، رقبای اصلی احتمالا فرانسیس کالینز(Francis Collins) و اریک لندر(Eric Lander) مدیر موسسه ملی سلامت که در آزمایشگاهشان در موسسه‌ی براد، بخش عمده‌ای از پیش‌نویس‌های توالی ژنوم انسان را تولید کردند و کریگ ونتر(Craig Venter) که زیست‌شناس برجسته آمریکایی است که در توالی‌یابی نقشه ژنوم انسان نقش برجسته‌ای ایفا کرده‌ است، باشند.

البته شاید سه نفر که از آن‌ها شایسته‌تر هستند، یعنی ماروین کاروترز(Marvin Caruthers) از دانشگاه کلرادو، لروی هود(Leroy Hood) از مؤسسه زیست‌شناسی سیستمی و مایکل هونکاپیلر (Michael Hunkapiller)، مدیر عامل سابق شرکت غول توالی یابی دی‌ان‌ای یعنی(Pacific Biosciences) باشند. این افراد فناوری اولین سیستم‌های توالی‌سنج‌ خودکار را اختراع کردند، فناوری که به پروژه توالی‌یابی ژنوم انسان نیرو می‌بخشید و انتخاب پندلبری برای نوبل شیمی در سال ۲۰۱۹ بود.

شاید هم تماسی از استکهلم با دیوید کلنرمن(David Klenerman) و شانکار بالاسوبرامانیان(Shankar Balasubramanian) از دانشگاه کمبریج برقرار شود، که فناوری توالی‌یابی با سنتز را که پس از پروژه ژنوم انسانی ایجاد شد و اکنون پیشرو در دوران توالی‌یابی مدرن است. لازم به ذکر است که آنها برنده جایزه فناوری هزاره ۲۰۲۰ و جایزه پیشرفت در علوم زیستی سال جاری شدند. اختراعات جدیدتر، مانند فن‌آوری‌های توالی‌یابی نانوحفره‌ها که ساخت اولین ژنوم‌های واقعی انسان را در چند سال گذشته امکان‌پذیر کرده‌اند نیز قابل توجه هستند اما به‌رغم مشارکت آشکارشان در شیمی و پزشکی، احتمالاً به زمان طولانی‌تری احتیاج دارند به این علت که کمیته‌های نوبل تمایل دارند به سمت پیشگامان واقعی متمایل شوند تا کسانی که یک کشف یا درک اولیه را پایه گذاری کرده و گسترش می‌دهند.

پروژه ژنوم انسانی، موضوع بحث و جدل همیشگی میان برندگان نوبل بوده و امسال پس از استعفای غیرمنتظره اریک لندر از سمتش به عنوان مشاور ارشد علمی رئیس جمهوری آمریکا که گفته می‌شود به دلیل قلدری در محل کار بوده، بیشتر شدت گرفته است.

اگرچه جایزه نادر نوبل به ندرت به آدم‌های سرشناس اما بدتینت تعلق می‌گیرد با این وجود کری مولیس(Kary Mullis)، مخترع عجیب آزمایش پی‌سی‌آر، و جیمز واتسون(James Watson)، کاشف مشکوک ساختار مارپیچ دوتایی دی‌ان‌ای که به طور مکرر نظرات نژادپرستانه می‌دهند نیز اعطا شده است. با تمام این موارد آکادمی سلطنتی علوم سوئد، که برندگان فیزیک و شیمی را انتخاب می‌کند، و مجمع نوبل در موسسه کارولینسکا، که برنده نوبل پزشکی را انتخاب می‌کند، ترجیح می‌دهند از بحث و جدل دوری کنند. شلتزر می‌گوید به سختی می‌توان نمونه‌های از جایزه نوبل دریافت کرد به افرادی که بسیار بحث برانگیز بوده‌اند، اهدا شده باشد.

فرد دیگری که برای دریافت نوبل شیمی مورد توجه پندلبری است یکی از مهندسان دانشگاه استنفورد به نام ژنان بائو(Zhenan Bao) است که فعالیت‌هایی در تغییر پارادایم در زمینه پلیمرهای نیمه هادی که منجر به ساخت "پوست الکترونیکی" قابل کشش می‌شود انجام داده است. او همچنین نگاهی به دانیل نوسرا(Daniel Nocera) از دانشگاه هاروارد برای تلاش‌های بنیادینش بر مشخص کردن فرآیند انتقال الکترون جفت شده با پروتون که به سلول‌ها نیرو می‌دهد و همچنین گروه بانی باسلر(Bonnie Bassler) از دانشگاه پرینستون و ای. پیتر گرینبرگ(E. Peter Greenberg) از دانشگاه واشنگتن برای کشف یک سیستم ارتباط شیمیایی بین باکتری‌ها دارد.

علاوه بر استنادها، جوایز پیش‌بینی ‌کننده و تناوب اهدای جوایز، پندلبری از روش دیگری نیز اسفاده می‌کند.

او می‌گوید: من توجه ویژه‌ای به مقالات ۱۵، ۲۰، ۲۵ و ۳۰ ساله دارم، زیرا معمولا یک یا دو دهه طول می‌کشد تا تحقیقات توسط کمیته جایزه نوبل انتخاب شوند.

این موضوع ممکن است شرایط را برای یکی از کسانی که رای بالایی در نظرسنجی مجازی برای حدس نوبل شیمی کسب کرده بود، پیچیده کند. جان جامپر(John Jumper) از شرکت دیپ‌مایند متعلق به آلفابت و برنده جایزه پیشرفت در علوم زیستی است. تلاش‌های او در رهبری برنامه هوش مصنوعی "AlphaFold" که دو سال پیش با حل یکی از پایدارترین چالش‌های زیست‌شناسی به پیش‌بینی سریع و دقیق ساختار سه‌بعدی یک پروتئین از توالی اسید آمینه‌اش انجامید، جهان را مبهوت کرد.

به همین دلیل است که آن دسته از افراد که برای اولین بار به پیش‌بینی‌ نوبل می‌پردازند فرد دیگری از رای‌آوران برتر برای جایزه شیمی را در نظر دارند. کارولین برتوزی(Carolyn Bertozzi) از دانشگاه استنفورد، که بیشتر دوران کاری درخشان خود را صرف ابداع روش‌هایی برای درک دسته‌ای گریزان اما مهم از مولکول‌های پوشیده شده از قند کرده، یکی از این افراد است. او از سال ۲۰۰۵ عضو آکادمی ملی علوم بوده است و اوایل سال جاری جایزه ولف را دریافت کرد.

پیش‌بینی‌ها برای نوبل فیزیک

در میان منتخبان پندلبری، دو نام دیگر نیز قرار دارند. استفن کویک(Stephen Quake) از دانشگاه استنفورد که به هی جیانکوی(He Jiankui)، دانشمند چینی که اولین "نوزادان کریسپر" را خلق کرد، مشاوره داده است. کویک اکتشافات مهمی در حوزه میکروسیالات انجام داده است که منجر به پیشرفت‌های سریع در آزمایش‌های غیرتهاجمی و توالی‌یابی تک سلولی‌ها شده و پندلبری او را یکی از افراد مورد علاقه‌اش برای دریافت نوبل فیزیک می‌داند.

با این وجود همچنان پیش‌بینی قطعی برندگان پیش از اعلام جوایز ممکن نیست و برای اطلاع از برندگان نهایی باید تا فردا منتظر بمانیم.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.