بهترین نوع تحلیل بازار


اندیکاتور مکدی MACD

مراحل تحلیل بنیادی در بازار سرمایه – بهترین شرکت‌های بنیادی در بورس

جهت تحلیل بازار سرمایه (بورس) به آیتم‌های زیر نیاز داریم:

  • تحلیل فاندامنتال (بنیادی)

پس از تحلیل شرایط کشور از لحاظ اقتصادی، سیاسی، علمی، اجتماعی، فرهنگی، بین‌المللی و…، عوامل تأثیرگذار بر صنایع را بررسی و با توجه به شرایط فعلی کشور، گروه‌های (صنایع) مناسب برای سرمایه‌گذاری را انتخاب می‌کنیم. سپس از طریق مراحل زیر به تحلیل بنیادی (Fundamental) سهام در بورس می‌پردازیم؛ این مراحل در صورت لزوم آپدیت و مباحث جدید و کاربردی‌تر اضافه می‌شوند:

  1. آشنایی با شرکت و آگاهی از نوع و زمینه‌ی فعالیت آن (تولید و فروش)
  2. بررسی سال مالی شرکت
  3. بررسی سرمایه (تعداد سهام) شرکت: آیا شرکت افزایش سرمایه داشته است؟ از چه محلی؟ آیا ثبت شده است؟
  4. بررسی بزرگی یا کوچکی شرکت در صنعت و بورسی یا فرابورسی بودن آن
  5. بررسی جوان، جدید و به‌روز بودن شرکت
  6. بررسی فاصله‌ی قرار گرفتن شرکت تا مرز جهت صادرات (موقعیت جغرافیایی)
  7. بررسی میزان وابستگی شرکت (صنعت) به قیمت‌ها و بازارهای جهانی و نرخ ارز
  8. بررسی تعرفه‌ی واردات و صادرات شرکت (صنعت)
  9. تأمین مواد اولیه‌ی شرکت داخلی است یا خارجی؟
  10. بررسی میزان تأثیر هزینه‌ی انرژی (آب، برق، گاز و…) و نرخ حمل و نقل (بنزین، گازوئیل و…) بر شرکت
  11. قیمت‌گذاری محصولات شرکت آزاد است یا دولتی؟
  12. بازار فروش شرکت داخلی است یا خارجی؟
  13. بررسی چشم‌انداز بازار فروش شرکت در آینده و ارزش جایگزینی آن
  14. میزان نیاز و مالکیت دولت در شرکت (صنعت)
  15. بررسی درآمدها، هزینه‌ها، مالیات و سود (زیان) عملیاتی و غیرعملیاتی شرکت در گزارشات صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای (3 ماهه، 6 ماهه، 9 ماهه) و سالانه (12 ماهه)
  16. مقایسه‌ی سود (زیان) خالص سال جاری شرکت نسبت به مدت مشابه سال مالی قبل در گزارشات صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای (3 ماهه، 6 ماهه، 9 ماهه) و سالانه (12 ماهه) که می‌بایست حداقل بیش از میزان تورم و یا سود بانکی (نرخ بهره)، نسبت به سال گذشته رشد داشته باشد.
  17. مقایسه‌ی سود (زیان) خالص سال جاری شرکت نسبت به کل سال مالی قبل در گزارشات صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای (3 ماهه، 6 ماهه، 9 ماهه) و سالانه (12 ماهه)
  18. بررسی روند سودآوری شرکت بر اساس سود (زیان) خالص در گزارشات صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای (3 ماهه، 6 ماهه، 9 ماهه) و سالانه (12 ماهه) بر مبنای TTM (سود و زیان 12 ماه اخیر)
  19. مقدار EPS تحلیلی و TTM بهترین نوع تحلیل بازار شرکت در حال حاضر و مقدار EPS سال مالی قبل
  20. بررسی شرکت‌های زیرمجموعه‌ی شرکت اصلی (صورت‌های مالی تلفیقی)
  21. بررسی جمع حقوق صاحبان سهام و مقدار سود (زیان) انباشته در ترازنامه‌ی شرکت در گزارشات صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای (3 ماهه، 6 ماهه، 9 ماهه) و سالانه (12 ماهه)
  22. مقایسه‌ی مقدار تولید و فروش، نرخ فروش و جمع کل مبلغ فروش ماه جاری شرکت نسبت به ماه گذشته در گزارشات فعالیت‌های ماهانه
  23. مقایسه‌ی مقدار تولید و فروش، نرخ فروش و جمع کل مبلغ فروش ماه جاری شرکت نسبت به میانگین ماهانه سال جاری در گزارشات فعالیت‌های ماهانه
  24. مقایسه‌ی مقدار تولید و فروش، نرخ فروش و جمع کل مبلغ فروش ماه جاری شرکت نسبت به مدت مشابه سال مالی قبل در گزارشات فعالیت‌های ماهانه که می‌بایست حداقل بیش از میزان تورم و یا سود بانکی (نرخ بهره)، نسبت به سال گذشته رشد داشته باشد.
  25. مقایسه‌ی مقدار تولید و فروش، نرخ فروش و جمع کل مبلغ فروش ماه جاری شرکت نسبت به میانگین ماهانه کل سال مالی قبل در گزارشات فعالیت‌های ماهانه که می‌بایست حداقل بیش از میزان تورم و یا سود بانکی (نرخ بهره)، نسبت به سال گذشته رشد داشته باشد.
  26. مقایسه‌ی مقدار تولید و فروش، نرخ فروش و جمع کل مبلغ فروش تا ماه جاری شرکت نسبت به مدت مشابه سال مالی قبل در گزارشات فعالیت‌های ماهانه که می‌بایست حداقل بیش از میزان تورم و یا سود بانکی (نرخ بهره)بهترین نوع تحلیل بازار ، نسبت به سال گذشته رشد داشته باشد.
  27. مقایسه‌ی مقدار تولید و فروش، نرخ فروش و جمع کل مبلغ فروش تا ماه جاری شرکت نسبت به کل سال مالی قبل در گزارشات فعالیت‌های ماهانه
  28. بررسی سرمایه‌گذاری‌های بورسی و غیربورسی شرکت
  29. نسبت P/E شرکت و مقایسه با P/E گروه و میانگین P/E کل بازار
  30. بررسی سایر گزارش‌های شرکت از جمله تصمیمات مجامع و گزارش فعالیت هیئت مدیره
  31. آیا شرکت افشای اطلاعات بااهمیت و شفاف‌سازی داشته است؟
  32. آیا شرکت برنامه‌ی طرح توسعه دارد؟
  33. آیا شرکت تعدیل پیش‌خور شده یا سوخته دارد؟
  34. آیا شرکت برنامه‌ی افزایش سرمایه دارد؟
  35. آیا شرکت برنامه‌ی دعوت به مجمع دارد؟
  36. مقدار DPS سال مالی قبل، درصد تقسیم سود و زمان‌بندی پرداخت سود شرکت
  37. بررسی معاملات بلوکی و عمده‌ی شرکت و جابجایی سهام بین سهامداران عمده
  38. بررسی سهامداران عمده و میزان سهام شناور آزاد شرکت
  39. مقایسه‌ی ارزش بازار شرکت با شرکت‌های هم‌گروه و بررسی وضعیت کلی آن‌ها
  40. تابلو خوانی، بررسی حجم و ارزش معاملات، میانگین حجم ماه، نسبت‌های خریدار و فروشنده و سابقه‌ی معاملات شرکت

با تحلیل صورت‌های مالی طبق مراحل بالا، بر اساس آخرین گزارشات میان‌دوره‌ای (3 ماهه، 6 ماهه، 9 ماهه) و سالانه (12 ماهه)، بهترین شرکت‌های بنیادی بورس در حال حاضر به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر می‌باشند: (بدیهی است، پس از انتشار گزارشات جدید، لیست زیر آپدیت می‌شود)

سلب مسئولیت: نمادهای بالا صرفاً بر اساس تحلیل گزارشات صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای و سالانه انتخاب شده‌اند و گزارشات فعالیت‌های ماهانه لحاظ نشده است؛ لذا به هیچ عنوان پیشنهاد (سیگنال) خرید یا فروش نیست. معامله کردن صرفاً بر اساس تحلیل بنیادی، ریسک بالایی دارد و می‌بایست حتماً وضعیت تکنیکالی سهم نیز بررسی شود تا بهترین نقطه‌ی ورود و خروج مشخص گردد. در بسیاری از موارد، قیمت سهامی که در بهترین شرایط بنیادی و سودآوری قرار دارند، پیش‌خور شده‌اند یا ممکن است تعدیل سوخته به حساب آیند.

هر شخصی می‌بایست متناسب با سرمایه، شخصیت، سن، میزان ریسک‌پذیری و تایم‌فریم سرمایه‌گذاری خود، استراتژی معاملاتی‌اش را تعیین نماید.

مقایسه انواع روش های پرایس اکشن | انواع پرایس اکشن چیست؟

برای درک بهتر مقایسه انواع روش های پرایس اکشن و بروزترین تکنیک های پرایس اکشن بهتر است ابتدا مقاله آشنایی با الگوهای کندل استیک در پرایس اکشن و نوسان‌گیری را مطالعه کنید. یکی از نوین‌ترین روش‌های معاملاتی در بازارهای مالی، استراتژی پرایس اکشن است. تحلیلگران از پرایس اکشن برای بررسی موقعیت ورود و خروج در بازار استفاده می‌کنند. تکنیک های پرایس اکشن برای تحلیل وضعیت نمودار‌ها و دریافت سیگنال‌های ورود و خروج، از داده‌های قیمتی استفاده می‌کند که مهمترین هدف آن، پیشبینی روند آتی بازار و یافتن نقاط احتمالی بازگشت به بازار است.

استفاده از این استراتژی می‌تواند خطاهای شما را به حداقل برساند. همچنین تنها نموداری که در استراتژی پرایس اکشن استفاده می‌شود، کندل استیک یا نمودارهای شمعی می‌باشد. همچنین بهتر است بدانید که کندل استیک در پرایس اکشن به عنوان ستون اصلی عمل می‌کند. یکی از مهم‌ترین بخش‌های معاملاتی پرایس اکشن، الگوهای معاملاتی است که به آن‌ها اصطلاحاً سیگنال یا ستاپ می‌‌گویند. وظیفه این ستاپ‌ها قادرسازی کاربر برای پیشبینی قیمت‌های بعدی است. البته الگوهای معاملاتی در بازار زیاد است که می‌توانید از آن‌ها برای پیشبینی قیمت‌های آینده استفاده کنید. در ادامه این نوشتار به آموزش صفر تا صد پرایس اکشن و مقایسه بهترین پرایس اکشن‌های حال حاظر خواهیم پرداخت.

آموزش صفر تا صد پرایس اکشن

اگر شما هم یکی از علاقه مندان به حوضه ارزهای دیجیتال هستید؛ حتماً تا به حال نام الگوهای پرایس اکشن را شنیده‌اید و درباره ماهیت آن کنجکاو شده‌اید. پرایس اکشن یک تکنیک معامله‌گری و تحلیل بازار است که به معامله گران این قابلیت را می‌دهد تا در تصمیم گیری در معاملات با حرکات واقعی، بهتر عمل کنند. بهتر است بدانید که پرایس اکشن در مقابله با اندیکاتورها گزینه مناسب‌تری است؛ چرا که معامله گرانی که از اندیکاتورها استفاده می‌کنند، همیشه از قیمت فعلی بازار عقب‌تر هستند.

معمولاً معامله گران از پرایس اکشن‌ها در معاملات کوتاه مدت یا میان مدت استفاده می‌کنند. پرایس اکشن متشکل از ترکیبات جالب اطلاعات و دیدگاه‌های مختلف است؛ این ترکیبات عبارت‌اند از: الگوی قیمت‌های تاریخی، شاخص‌های فنی، توانایی یک سرمایه گذار برای خواندن بازار و… .

مقایسه انواع روش های پرایس اکشن

همانطور که می‌دانید در دنیای سرمایه گذاری و معاملات، استراتژی و روش‌های مختلفی برای تحلیل و بررسی وجود دارد. هر کدام از این روش‌های نام برده شده بستگی و استفاده شخص دارد و گاهی ممکن است با استفاده از روش تحلیل اشتباه، سرمایه خود را از دست دهید. پس بهتر است در این قسمت از آموزش صفر تا صد پرایس اکشن با ما همراه باشید.

پرایس اکشن ال بروکس

یکی از بهترین پرایس اکشن های بازارهای معاملاتی است که از آن در جهت کسب سود در بازار‌های ارزی استفاده می‌کنند. برای درک بهتر مقایسه انواع روش های پرایس اکشن با ما همراه باشید. مزیتی که پرایس اکشن ال بروکس را از بقیه تحلیل‌ها جدا می‌کند این است که کاربر نیازی به استفاده از برنامه خاصی برای تحلیل ندارد و تنها ابزار مورد نیاز همان نمودارهای کندل استیک در پرایس اکشن است. همچنین در پرایس اکشن ال بروکس از چارت‌ها و نمودار‌های پنچ دقیقه‌ای، روزانه یا هفتگی استفاده می‌شود. نمودارهای شمعی، تنها ابزار مورد نیاز پرایس اکشن می‌باشد و در حال حاظر پرایس اکشن ال بروکس جز مهم‌ترین و برترین روش‌های تحلیل بازارهای مالی است که برای مبتدیان بسیار راحت و پرکاربرد است.

پرایس اکشن ال بروکس یک تحلیل رایگان است بنابراین می‌توانید از کندل‌ها، نمودار‌ها و چارت‌ها به طور رایگان استفاده کنید. در حال حاظر کاربران از پرایس اکشن ال بروکس در بازارهای مالی، ارزهای دیجیتال و فارکس استفاده می‌کنند.این روش بخاطر استفاده در بازه‌های زمانی مختلف از یک دقیقه تا چند دقیقه تا زمان فریم‌های بزرگ جز روش‌های کم ریسک به شمار می‌آید که این موضوع به تنهایی یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های این تحلیل به حساب می‌آید. یکی دیگر از مهم‌ترین مزیت‌های ال بروکس در مقایسه انواع روش های پرایس اکشن، درصد موفقیت بالای کاربر با استفاده از این روش می‌باشد.

کاربر می‌تواند با بررسی و در نظر گرفتن هیجانات و تصمیمات دیگر معامله‌گران اقدام به معامله کند. همچنین پرایس اکشن ال بروکس نسبت به دیگر روش‌های تحلیل دقت بیشتری دارد که در نتیجه تحلیل‌های دقیق‌تری به همراه دارد. تاخیر‌های زمانی کم موجب می‌شود که کاربر این امکان را داشته باشد که سریع‌تر متوجه تغییرات اعمال شده شود و نسبت به معاملات جدید تصمیم مناسبی گیرد. باید در نظر داشته باشید که پرایس اکشن به هیچ وجه از بین نمی‌رود و همیشه به عنوان یک ابزار برای تحلیل مورد استفاده قرار می‌گیرد.

پرایس اکشن لنس بگز

یکی دیگر از استراتژی‌های مهم در مقایسه انواع روش های پرایس اکشن، استراتژی پرایس اکشن لنس بگز می‌باشد که کاملا بر اساس تصمیم‌های کاربر انجام می‌شود. در پرایس اکشن لنس بگز از سه تایم فریم(تایم فریم بالایی، میانی و پایینی) استفاده می‌شود که در آخر برای شناخت نوسانات در بازار مورد استفاده قرار می‌گیرد. استراتژی لنس بگز به کاربر نشان می‌دهد که حرکات و نوسانات قیمت در چارچوب حمایت و مقاومت تحلیل کرده و برای حرکات آینده قیمت تدوین می‌شود و معامله‌گران می‌توانند بر اساس این روند، بهترین فرصت‌های معاملاتی سودآور را پیدا کنند.

یکی از مهم‌ترین مزیت‌های پرایس اکشن لنس بگز نشان دادن معامله بر اساس واقعیت بازار و ترکیبی از شرایط مختلف است. به عنوان مثال روند معاملات به سمت صعود یا نزول از جمله شرایط مختلف می‌باشد؛ در شرایطی که بازار به سمت نزول حرکت کند، باعث خروج معامله‌گر از سهم و در نهایت از بین رفتن حساب می‌شود.

در اکشن لنس، ممکن است در بعضی از شرایط پیش‌آمده همچون شک و تردید به سودمندی آتی معامله، از معامله صرف نظر کرده و در شرایطی که معامله به طور سربه سر است، از معامله خارج شود. در هر حالت این ویژگی را می‌توان به عنوان مزیتی در مقایسه انواع روش های پرایس اکشن، دانست.

هدف لنس بگز در مقایسه انواع روش های پرایس اکشن

تصور لنس بگز از بازار به این شکل است که بازار یک ماهیت عاطفی دارد و دلیل این تصور هم تصمیمات کاربران بر اساس هیجانات است. هدف پرایس اکشن لنس بگز در بازارهای مالی افزایش آگاهی کاربران از موقعیت نسبت به شرایط فعلی و حفظ تمرکز می‌باشد. کاربران به کمک این روش می‌توانند نقاط ضعف و قدرت و نوسانات بازار را بهتر بشناسند.

ستاپ‌های معاملاتی لنس بگز

ترکیب چند پارامتر در کنار هم برای درک صحیح از شرایط بازار را ستاپ‌های معاملاتی می‌گویند. در لنس بگز ستاپ‌های معاملاتی مختلفی وجود دارد که از طریق شناساندن ضعف‌های موجود در روند قیمت و مشخص کردن روند احتمالی بازار به کاربران در تصمیم‌گیری کمک خواهد کرد. در ادامه به معرفی چند ستاپ معاملاتی در پرایس اکشن لنس بگز بهترین نوع تحلیل بازار بهترین نوع تحلیل بازار می‌پردازیم:

1.ستاپ شکست ناموفق

2.ستاپ تست حمایت و مقاومت

3.ستاپ پول بک بعد از شکست

4.ستاپ پول بک ساده در روند

5.ستاپ پول بک پیچیده در روند

پرایس اکشن RTM

یکی دیگر از تکنیک های پرایس اکشن، پرایس اکشن RTM است که با کمک به کاربر در کسب سود بیشتر معروف است. استراتژی RTM بیشتر به عنوان یک روش برای معامله‌گران حرفه‌ای در بازار ارزهای دیجیتالی شناخته می‌شود. همانطور که گفته شد، در روش‌های پرایس اکشن نیازی به استفاده از برنامه خاصی نیست؛ در پرایس اکشن RTM نیز کاربران بدون نیاز به استفاده از ابزار یا اندیکاتور خاصی می‎‌توانند اقدام به معامله کنند. برای تحلیل به روش RTM تنها کافی است که کاربر قیمت گذشته توکن یا ارز دیجیتالی مورد نظر را بررسی کند. پرایس اکشن RTM آموزش نوین تحلیل الگوهای قیمتی و روند حاکم بر بازار که گاهی به صورت تصادفی است را بر عهده دارد.

بنابراین این روش معاملاتی شانس موفقیت شما را در معاملات چندین برابر خواهد کرد. از این روش برای سرمایه‌گذاری‌های بلند مدت و کوتاه مدت بدون نیاز به برنامه یا اندیکاتور خاصی استفاده می‌شود. در پرایس اکشن RTM فقط از ارزش قیمتی برای تحلیل و بررسی استفاده می‌شود.

در این روش از گره‌های معاملاتی استفاده می‌شود که به صورت دو الگوی کلی نمایش داده می‌شود:

پرایس اکشن وودز

پرایس اکشن وودز یکی از روش‌های تحلیل و بررسی بازار است که نسبت به دیگر روش‌ها طرفدار کمتری دارد و نام آن کمتر شنیده شده است. این روش پرایس اکشن نسبت به روش لنس بگز پیچیده‌تر است اما از RTM پیچیدگی کمتری دارد. روش پرایس اکشن وودز دارای 6 ستاپ معاملاتی است که برای بررسی روند قیمتی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

پرایس اکشن عرضه و تقاضا

پرایس اکشن عرضه و تقاضا یکی دیگر از روش‌های پرایس اکشن است که افراد از آن برای کسب سود از بازارهای مالی استفاده می‌کنند. معمولاً تریدرها روش پرایس اکشن عرضه و تقاضا را با روش پیدا کردن نقاط مقاوتی و حمایتی اشتباه می‌کنند. در این حال باید گفت که این دو روش متمایز از یکدیگر هستند و با استفاده از هر کدام می‌توان اطلاعاتی را از نمودارها استخراج کرد. سطوح عرضه و تقاضا را به راحتی می‌توان با مشاهده نمودارها پیدا کرد، اما در وهله اول باید نمودار را به صورت کندلی در بیارید. سطح‌های عرضه در بین دو قله بلند نمودار شکل می‌گیرد که در این حالت قیمت بار اول نزول و سپس حالت صعودی به خود گرفته است.

سطوح تقاضا نیز همانند سطوح عرضه به راحتی از روی نمودار قابل شناسایی می‌باشد، اما باید حالت نمودار شما به صورت کندل باشد. سطح تقاضا در بین پایین‌ترین دو قله قرار دارد که در ابتدا نمودار حالتی صعودی و سپس نزولی دارد. روش پرایس اکشن عرضه و تقاضا در پوزیشن گیری کوتاه مدت به تریدرها کمک زیادی می‌کند، از این رو این روش بیشتر برای تریدهای روزانه یا هفتگی از آن استفاده می‌شود.

الگوهای عرضه و تقاضا

تریدرها پس از شناسایی سطوح عرضه و تقاضا از دو الگو برای گرفتن پرایس اکشن استفاده می‌کنند. الگوی Pin Bar و Engulfing دو الگویی است که در پرایس اکشن عرضه و تقاضا از آن استفاده می‌کنند. این دو الگو به تریدها در شناخت و پیدا کردن دقیق سطوح عرضه و تقاضا کمک می‌کنند، از این رو بهتر است که این دو الگو را به خوبی بلد باشید.

تفاوت پرایس اکشن لنس بگز و پرایس اکشن RTM

در مقایسه انواع روش های پرایس اکشن، RTM و لنس بگز جز بهترین پرایس اکشن های امروزه به شمار می‌آیند که در ادامه به تفاوت‌های این دو استراتژی می‌پردازیم. همانطور که اشاره کردیم، در پرایس اکشن لنس بگز، همه تحلیل‌ها و بررسی‌ها بر اساس روند‌های قیمتی انجام می‌شود. در این روش برای بررسی و تحلیل روند بازار، ستاپ‌های معاملاتی بر اساس منطق کامل و روند قیمتی ایجاد می‌شوند. در صورتی که در RTM تحلیل و بررسی اینگونه نیست.

همچنین پرایس اکشن RTM نیازمند کسب مهارت و آموزش است؛ به همین خاطر فقط معامله‌گران حرفه‌ای از این روش استفاده می‌کنند. اما در استراتژی پرایس اکشن لنس بگز احتیاج به مهارت خاصی نیست و کاربران تازه وارد نیز می‌توانند به راحتی از این روش استفاده کنند.

مزایای معامله با پرایس اکشن‌ ها

رایگان و بدون هزینه بودن پرایس اکشن‌ها جز مهم‌ترین ویژگی تکنیک های پرایس اکشن به شمار می‌آید. همچنین تحلیل بازار به کمک پرایس اکشن‌ها نیاز به هیچگونه ابزار یا اندیکاتور خاصی نیست و تنها از کندل‌ها و نمودار‌ها استفاده می‌شود.

  • استراتژی پرایس اکشن در هر موقعیتی از بازار کاربرد دارد. کاربران می‌توانند در بازار سهام، ارز دیجیتال، کالا و فارکس از تحلیل‌های پرایس اکشن استفاده کنند.
  • سرعت بالا و تاخیر‌های کوتاه یکی دیگر از مزیت‌های مقایسه انواع روش های پرایس اکشن به حساب می‌آید.
  • کامل است؛ پرایس اکشن‌ها در واقع ترکیب روش‌های تحلیل معاملات است که به کاربران در گرفتن تصمیم درست کمک می‌کند.

پیج اینستاگرام محمد فاموریان

سوالات متداول

هدف پرایس اکشن چیست؟

هدف روش‎‌های پرایس اکشن تحلیل روی عملکرد ارزش قیمتی سهم است و تصمیم‌گیری برای کاربران را راحت می‌کند.

بهترین پرایس اکشن کدام است؟

همانطور که در قسمت‌های قبل توضیح داده شد، در حال حاظر RTM و لنس بگز جز بهترین پرایس اکشن های امروز به شمار می‌روند.

پرایس اکشن در چه بازار‌هایی کاربرد دارد؟

از روش‌های پرایس اکشن می‌توان در تمامی بازارهای مالی نظیر فارکس، بورس، ارزهای دیجیتال، کالا و… استفاده کرد.

برای استفاده از پرایس اکشن‌ها ابزار یا برنامه‌ای نیاز است؟

خیر برای استفاده از روش‌های تحلیل پرایس اکشن شما نیاز به برنامه یا ابزاری ندارید؛ نمودارها و چارت‌ها تنها ابزار مورد استفاده در این روش می‌باشند که معروف‌ترین آن‌ها نمودار‌های شمعی است.

برای استفاده از روش‌های پرایس اکشن آموزش خاصی لازم است؟

بله، در نظر داشته باشید که کار با تحلیل‌های پرایس اکشن بسیار ساده است اما هر کدام از پرایس اکشن‌ها نیازمند آموزش و مهارت خاصی می‌باشد. بنابراین اگر یک سرمایه‌گذار تازه وارد هستید حتما ابتدا مهارت لازم را کسب کنید.

سخن آخر

در این مقاله سعی کردیم مقایسه انواع روش های پرایس اکشن را به زبان ساده برای شما بیان کنیم. استفاده از روش‌های پرایس اکشن در بازارهای مالی یک امر ضروری است. شانس موفقیت شما بستگی به مهارت و دانش شما در روش‌های تحلیل و بررسی دارد. همانطور که گفته شد، پرایس اکشن یکی از محبوب‌ترین الگوهای معاملاتی است که امروزه بسیاری از معاملاگران در معاملات روزانه و کوتاه مدت خود از این الگو استفاده می‌کنند. در واقع پرایس اکشن را می‌توان ساده‌ترین روش معاملاتی است که با استفاده از می‌توان از بازار ارزهای دیجیتال کسب درآمد کرد، اما این نکته را درنظر بگیرید که برای کسب سود باید دوره اموزش ارز دیجیتال را نیز بگذرانید تا موفق به کسب درآمد دلاری از این بازار شوید. البته ممکن است پرایس اکشن‌ها به دلیل سادگی در میان معامله‌گران تازه کار چندان محبوبیتی نداشته باشد؛ اما در میان حرفه‌ای بسیار پرطرفدار است.

هفت تا از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال برای نوسان گیری

معامله‌گران از اندیکاتورهای تکنیکال برای بررسی عرضه و تقاضا و درک ماهیت روانشناسی بازار استفاده می‌کنند. اندیکاتورها سرنخ‌هایی در مورد روند آتی قیمت ارائه می‌دهند و از آنها سیگنال‌های خرید و فروش استخراج می‌شود. در این مطلب هفت مورد از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال را معرفی می‌کنیم. این اندیکاتورها برای نوسان‌گیری کوتاه‌مدت کارآمد هستند.

نیازی به استفاده از هر هفت اندیکاتور نیست. با توجه به نوع معاملاتتان یکی از آنها را انتخاب کنید یا از ترکیب اندیکاتورها برای نوسان‌گیری استفاده کنید. این اندیکاتورها برای تشخیص روند و نوسان‌گیری در بازار بورس، فارکس، ارز دیجیتال و… بسیار مفید هستند.

بهترین اندیکاتور تکنیکال

بهترین اندیکاتورهای تکنیکال

نوسان‌گیری چیست؟

بازارهای مالی پرتلاطم هستند. نمودارهای قیمت روندهای صعودی یا نزولی را به صورت خط صاف طی نمی‌کنند. مثلا صعودهای بلندمدت همراه با ریزش‌های کوتاه‌مدت اتفاق می‌افتد و اصطلاحا قیمت نوسان می‌کند. برخی از معامله‌گران نگاه بلندمدت به چارت قیمت دارند و به نوسان‌های کوتاه‌مدت اهمیت نمی‌دهند. در نقطه‌ی مقابل برخی دیگر با استراتژی‌های کوتاه‌مدت، به دنبال استفاده از نوسانات کوتاه‌مدت بازار هستند. به این کار نوسان‌گیری و به این معامله‌گران اصطلاحا نوسان‌گیر می‌گویند.

بازار بورس ما دامنه‌ی نوسان روزانه دارد و نوسان‌گیری به صورت روزانه چندان منطقی نیست. اما در بازارهای جهانی همچون فارکس یا بازار ارز دیجیتال، با استفاده از اهرم‌ها نوسان‌گیری با سودهای بالا بسیار جذاب است. مثلا معاملات تعداد بالا روی تایم‌فریم‌ها کوچک در حد دقیقه که اصطلاحا به آن اسکالپ می‌گویند. تحلیل تکنیکال اصلی‌ترین ابزار نوسان‌ گیری است.

اندیکاتور تکنیکال

اندیکاتورهای تکنیکال در اصل محاسبات ریاضی روی قیمت و حجم هستند که به صورت نمودارهای گرافیکی رسم می‌شوند. از این نمودارها اطلاعات مفیدی در مورد گذشته و آینده‌ی روند به دست می‌آید. برای آشنایی بیشتر با اندیکاتورها و اوسیلاتورها می‌توانید مقاله اندیکاتورهای تکنیکال را مطالعه کنید.

بهترین اندیکاتورهای تکنیکال برای نوسان‌گیری

تحلیلگران تکنیکال معمولا چند اندیکاتور را به صورت همزمان استفاده می‌کنند. از میان ده‌ها اندیکاتور باید آنهایی را انتخاب کنید که برای شما بهتر عمل می‌کنند. در ادامه هفت مورد از بهترین اندیکاتورهای برای نوسان‌گیری برای معاملات کوتاه‌مدت را بررسی خواهیم کرد.

1. اندیکاتور حجم تعادلی یا OBV

ابتدا از اندیکاتور حجم تعادلی (On-Balance Volume) برای اندازه‌گیری جریان مثبت و منفی حجم در دوره‌ی زمانی استفاده کنید. حجم تعادلی به این صورت محاسبه می‌شود:

  • اگر قیمت نسبت به روز قبل افزایش یابد، حجم امروز به حجم روز قبل اضافه می‌شود.
  • اگر قیمت نسبت به روز قبل کاهش یابد، حجم امروز از حجم روز قبل کسر می‌شود.

به جای روز می‌توان از هر تایم فریم دیگر (ساعتی، هفتگی و…) استفاده کرد. واضح است که در یک روند صعودی OBV افزایش می‌یابد و در روند نزولی مقدار رو به کاهش است.

اندیکاتور تکنیکال OBV

اندیکاتور تکنیکال OBV یا حجم تعادلی

هنگامی که حجم تعادلی افزایش می‌یابد به معنای ورود خریداران و افزایش قدرت آنهاست. روند نزولی حجم تعادلی نیز به معنای کاهش قدرت خریداران است. اندیکاتور OBV یکی از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال برای تایید روند است. اگر قیمت و OBV همزمان افزایش یابند به معنای ادامه‌ی روند صعودی است. کاهش همزمان قیمت و OBV به معنای ادامه‌ی روند نزولی است.

از حجم تعادلی برای تشخیص واگرایی‌ها نیز استفاده می‌شود. واگرایی هنگامی رخ می‌دهد که قیمت و اندیکاتور در جهت عکس هم حرکت کنند. با استفاده از واگرایی‌ می‌توان معکوس شدن روند را تشخیص داد. به عنوان مثال افزایش قیمت و کاهش OBV، به این معناست که روند صعودی توسط خریداران قوی پشتیبانی نمی‌شود و احتمال بازگشت روند وجود دارد.

2. اندیکاتور خط تراکم/توزیع یا خط A/D

خط تراکم/توزیع (Accumulation/Distribution Line) از بهترین اندیکاتورهایی نوسان‌گیری است که برای تشخیص جریان ورود و خروج پول در اوراق بهادار استفاده می‌شود.

اندیکاتور A/D بسیار شبیه به OBV است، با این تفاوت که علاوه بر قیمت بسته شدن در یک دوره‌ی معاملاتی، قیمت باز شدن و کل محدوده‌ی بهترین نوع تحلیل بازار قیمتی را نیز در محاسبات لحاظ می‌کند. هر چقدر قیمت بسته شدن از میانه‌ی دامنه‌ی قیمت فاصله بگیرد و به سقف قیمت نزدیکتر شود، اندیکاتور به حجم ارزش بیشتری است.

اندیکاتور خط تراکم توزیع AD

اندیکاتور خط A/D تراکم و توزیع

محاسبات A/D پیچیده‌تر از OBV است اما نمی‌توان گفت که اندیکاتور دقیق‌تری است. گاهی اوقات حجم تعادلی بهتر از تراکم/توزیع بهتر عمل می‌کند و بالعکس.

تفسیر A/D کاملا شبیه به OBV است، اگر قیمت و اندیکاتور هر دو صعودی باشند، نشان از ادامه‌دار بودن روند صعودی است. همچنین برای تشخیص واگرایی‌ها نیز می‌توان از اندیکاتور A/D استفاده کرد. اگر نمودار قیمت و اندیکاتور همسو نباشند احتمال تغییر روند وجود دارد.

3. شاخص جهت‌دار میانگین یا ADX

شاخص جهت‌دار میانگین (Average Directional Index) یک اندیکاتور تشخیص روند است که برای اندازه‌گیری قدرت و حرکت یک روند استفاده می‌شود.

هر گاه نمودار اندیکاتور ADX بالای عدد 20 باشد سهم دارای روند (صعودی یا نزولی) است. هر گاه ADX زیر عدد 20 قرار گیرد، بهترین نوع تحلیل بازار قیمت روندی بسیار ضعیف دارد یا بدون روند است. در محدوده‌های بالای عدد 40 روند بسیار پرقدرت است.

 اندیکاتور_ADX یکی از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال

اندیکاتور شاخص جهت‌دار میانگین ADX

خط اصلی اندیکاتور ADX نام دارد و معمولا با رنگ تیره نمایش داده می‌شود. دو خط دیگر نیز به نام‌های DI+ و DI- نیز وجود دارند.

  • هر گاه DI+ بالای DI- باشد و ADX بالای 20: روند صعودی (خط سبز رنگ)
  • هر گاه DI+ زیر DI- باشد و ADX بالای 20: روند نزولی (خط قرمز رنگ)

اگر ADX زیر 20 باشد، DI+ و DI- به هم نزدیک هستند و مرتب همدیگر را قطع می‌کنند.

4. اندیکاتور آرون (Aroon)

اوسیلاتور آرون (Aroon) یک اوسیلاتور جدید برای نوسان‌گیری است و با یک دوره‌ی زمانی معمولا 25 روزه ترسیم می‌شود. از آرون تشخیص جهت و قدرت روند استفاده می‌شود. اندیکاتور آرون دارای دو خط است: آرون صعودی (خط آبی) و آرون نزولی (خط قرمز).

اندیکاتور آرون Aroon یکی از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال

اندیکاتور آرون Aroon

هنگامی که خط آبی از پایین به بالا خط قرمز را قطع کند، اولین نشانه‌ی تغییر روند به صعودی است. در ادامه اگر خط آبی در نزدیکی عدد 100 باقی بماند، روند صعودی تایید می‌شود.

عکس حالت قبل نیز روند نزولی را تایید می‌کند. هنگامی که خط آرون نزولی، خط آرون صعودی را رو به بالا قطع کند و در نزدیکی عدد 100 قرار گیرد، تغییر روند از صعودی به نزولی تایید می‌شود. مجموع آرون صعودی و نزولی 100 است. هر گاه هر کدام از خطوط به 100 نزدیک شود، خط دیگر به صفر نزدیک خواهد شد.

5. اندیکاتور مکدی (MACD)

واگرایی همگرایی میانگین متحرک (Moving Average Convergence Divergence) یا مکدی، از اندیکاتورهای برتر نوسان‌گیری برای تشخیص جهت و مومنتوم (قدرت حرکت) روند است. مکدی از سه جزء تشکیل شده است:

  • خط مکدی: از تفاضل میانگین‌های 26 و 12 روزه‌ی نمودار قیمت به دست می‌آید (خط آبی).
  • خط سیگنال: میانگین نمایی 9 روزه از خط مکدی است (خط قرمز).
  • نمودار میله‌ای (هیستوگرام): اختلاف خط مکدی و خط سیگنال را نمایش می‌دهد.

اندیکاتور مکدی MACD از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال

اندیکاتور مکدی MACD

اگر خط مکدی بالای صفر باشد، قیمت در روند صعودی است و چنانچه زیر صفر بیاید قیمت وارد یک روند نزولی شده است.

هر گاه خط مکدی از پایین به بالا خط سیگنال را قطع کند، روند صعودی تایید می‌شود و بالعکس اگر خط مکدی از بالا به پایین خط سیگنال را قطع کند نشانه‌ی روند نزولی است. از هیستوگرام مکدی نیز برای تشخیص واگرایی‌ها استفاده می‌شود.

6. شاخص قدرت نسبی یا RSI

شاخص قدرت نسبی (Relative Strength Index) از محبوب‌ترین اوسیلاتورها برای نوسان‌گیری است. این اندیکاتور سه کاربرد عمده دارد: تشخیص نواحی اشباع خرید و اشباع فروش، واگرایی‌ها و سطوح مقاومت و حمایت.

اوسیلاتور RSI بین صفر تا 100 در نوسان است. دو سطح 30 و 70 سطوح مهم این اندیکاتور هستند. هنگامی که RSI بالای 70 باشد، اشباع خرید (خریدهای افراطی) را نشان می‌دهد و هر گاه زیر 30 قرار گیرد نشان‌دهنده‌ی اشباع فروش (فروش‌های افراطی) است. اما این می‌تواند تفسیر گمراه‌کننده باشد.

اندیکاتور RSI

اندیکاتور RSI

در روندهای پرقدرت ممکن است سهم مدت زیادی در محدوده‌های اشباع خرید و فروش باقی بماند. این امکان نیز وجود دارد که روند قیمت پیش از رسیدن به این محدوده‌ها معکوس شود. برای اینکه سیگنال‌های دقیق‌تری دریافت کنید، محدوده‌های اشباع را با واگرایی‌ ترکیب کنید.

اندیکاتور RSI از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال برای تشخیص واگرایی است. واگرایی هنگامی رخ می‌دهد که قیمت و اندیکاتور در دو جهت مختلف حرکت کنند. به عنوان مثال قیمت صعودی باشد و نمودار RSI نزولی. واگرایی نشان‌دهنده‌ی تضعیف روند و احتمال معکوس شدن آن است.

سومین کارکرد این اندیکاتور برای تشخیص سطوح حمایت و مقاومت است. می‌توانید روی نمودار RSI خطوط روند را رسم کنید و معامله‌های خود را براساس آن انجام دهید.

7. اندیکاتور استوکستیک یا Stochastic

اندیکاتور استوکستیک قیمت بسته شدن را نسبت به محدوده‌ی قیمت در یک دروه‌ی معاملاتی (محدوده‌ی بالاترین و پایین‌ترین قیمت) نشان می‌دهد. استوکستیک بین صفر تا 100 در نوسان است. عددهای بالاتر از 80 بیانگیر اشباع خرید و عددهای زیر 20 اشباع فروش را نشان می‌دهد. قله‌های نمودار بیانگر پایان روند صعودی و دره‌ها پایان روند نزولی را نشان می‌دهد.

اندیکاتور استوکستیک Stochastic

خطوط آبی (K) و قرمز (D) اندیکاتور استوکستیک

استوکستیک از دو خط K (آبی) و D (قرمز) تشکیل شده است. هر گاه K از پایین به بالا، D را قطع کند؛ اولین نشانه‌ی خرید است و بالعکس از بالا به پایین قطع کند اولین نشانه‌ی فروش.

خطوط استوکستیک بسیار سریع حرکت می‌کنند و از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال برای نوسان‌گیری است. همچنین برای تشخیص واگرایی نیز کاربرد دارد.

بهترین اندیکاتورهای تکنیکال برای نوسان‌گیری دقیقه‌ای

معاملات اسکالپ در بازار فارکس طرفداران زیادی دارد. اسکالپرها در تایم فریم دقیقه‌ای معامله می‌کنند. هدف آنها سودهای کوچک روی تعداد معاملات بسیار بالاست. اندیکاتورها از ابزارهای مهم در معاملات دقیقه‌ای هستند. با توجه به استراتژی خود می‌توانید از اندیکاتورهای مختلفی استفاده کنید، اما اندیکاتور RSI، میانگین‌های متحرک و باند بولینگر بهترین اندیکاتور برای نوسان‌گیری دقیقه‌ای هستند.

بهترین ترکیب اندیکاتور برای نوسان‌گیری

اندیکاتورهای را می‌توان به سه دسته‌ی مختلف تقسیم کرد.

  • اندیکاتور دنبال کننده‌ی روند مانند میانگین متحرک که پیرو روند اصلی است. یا باند بولینگر که به صورت یک کانال روی نمودار قیمت رسم می‌شود.
  • اندیکاتور مومنتوم که قدرت و سرعت حرکت را نشان می‌دهند. شاخص قدرت نسبی یا RSI یک اندیکاتور مومنتوم است.
  • اندیکاتور حجمی که با محاسبات روی حجم بدست می‌آیند. حجم تعادلی یک اندیکاتور حجمی است که در این مطلب آن را بررسی کردیم.

برای رسیدن به بهترین ترکیب اندیکاتورها برای نوسان‌گیری کافی است که اندیکاتورهایی از دسته‌های مختلف انتخاب کنید. در این صورت سیگنال‌های مشابه دریافت نخواهید کرد. مثلا اگر از سه اندیکاتور مومنتوم استفاده کنید سیگنال‌های مشابهی دریافت می‌کنید. با سه نوع اندیکاتور دنبال‌کننده، مومنتوم و حجم یک استراتژی واحد می‌سازیم. این بهترین ترکیب اندیکاتور برای نوسان‌گیری است.

جمع بندی بهترین اندیکاتورهای تکنیکال

هدف هر معامله‌گر در کوتاه‌مدت، تعیین جهت روند یک دارایی و سودسازی است. در این مطلب از چشم بورس هفت مورد از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال برای نوسان‌گیری را معرفی کردیم. از اندیکاتورها برای دریافت سیگنال‌ خرید و فروش استفاده کنید و یک ابزار معاملاتی طراحی کنید یا ابزار فعلی خود را توسعه دهید.

اندیکاتورهای نوسان‌گیری به این هفت مورد محدود نیستند. ده‌ها اندیکاتور برای تشخیص روند موجود است و می‌توانید برای انتخاب آنها از حساب‌های دمو (Demo) استفاده کنید. همچنین توصیه می‌کنیم اندیکاتورها را با ابزارهای دیگر مانند الگوهای قیمتی و خطوط روند ترکیب کنید. اگر قصد سرمایه‌گذاری در بازار بورس و ارز دیجیتال را دارید، کارشناسان چشم بورس شما را راهنمایی خواهند کرد:

سوالات متداول

تحلیل تکنیکال پیش‌بینی روند چارت قیمت با استفاده از اطلاعات نموداری همچون قیمت، حجم و زمان است.

اندیکاتورها نمودارهای کمکی برای درک بهتر روند هستند که با محاسبات ریاضی به دست می‌آیند.

اندیکاتورها به دو نوع همپوشان و اوسیلاتور تقسیم می‌شوند. اندیکاتورهای همپوشان یا Overlay روی نمودار قیمت رسم می‌شوند. در حالی که اوسیلاتورها در پایین چارت رسم می‌شوند و حول یک خط افقی نوسان می‎‌کنند.

هیچ روشی کامل نیست. اندیکاتورها ابزارهایی مفید هستند، در صورتی که در یک استراتژی مناسب آنها را استفاده کنید. علاوه بر این، تحلیل تکنیکال در کنار مدیریت سرمایه و روانشناسی سه ضلع موفقیت در بازارهای مالی هستند.

نمی‌توان جواب قطعی داد! به استراتژی شما، شیوه‌ی معاملات و بازاری که در آن ترید می‌کنید بستگی دارد. برای موفقیت راه‌های گوناگونی وجود دارد. همه‌ی معامله‌گران موفق روش‌های مختص به خود را دارند

اندیکاتور تحلیل بازار کریپتو : معرفی 5 اندیکاتور برتر

اندیکاتور تحلیل بازار کریپتو

زمانی که نمودارهای کندل نمی‌توانند اطلاعات کافی در مورد تغییرات آینده قیمت ارائه دهند، اندیکاتورها برای کمک به ما وجود دارند. بسیاری از مبتدیان مسیر تریدینگ خود را با آزمودن اندیکاتورها و تعیین اینکه کدام‌یک به بهترین وجه با استراتژی آن‌ها مطابقت دارد، شروع می‌کنند. اما چگونه می‌توان از بین صدها گزینه موجود، شاخصی را انتخاب کرد و کدام‌یک برای تجارت ارز دیجیتال منطقی است؟ در این مقاله، 5 اندیکاتور تحلیل بازار کریپتو را به شما معرفی می‌کنیم و یک نمای کلی از نحوه عملکرد و نحوه استفاده از آن‌ها به شما ارائه می‌دهیم.

  • 1) اندیکاتور چیست؟
  • 2) انواع شاخص های معاملاتی
  • 3) 5 اندیکاتور تحلیل بازار کریپتو
  • 4) نحوه استفاده از اندیکاتورها
  • 5) سخن پایانی

اندیکاتور چیست؟

اندیکاتورها بهترین دوست یک معامله‌گر هستند. اگرچه آن‌ها نمی‌توانند قیمت‌ها را با اطمینان صد درصد پیش‌بینی کنند، اما به تریدرها در تعیین ساختار بازار و جهت حرکت قیمت‌ها کمک می‌کنند. اما اندیکاتور یا شاخص دقیقاً چیست؟

همان‌طور که از نام آن پیداست، اندیکاتورها نشان می‌دهند که بازار به کدام سمت می‌رود. یک اندیکاتور ترکیبی از داده‌های مربوط به تاریخچه قیمت و مدل‌های پیچیده ریاضی است. آن‌ها داده‌های قیمت وارد می‌شوند، مدل داده‌ها را پردازش می‌کنند و یک خروجی تولید می‌کنند. سپس خروجی حاصل از فرمول اندیکاتور روی نمودار ترسیم می‌شود. تریدر این اطلاعات را همراه با سایر نقاط داده تفسیر می‌کند تا به نتیجه‌گیری در مورد رفتار آینده بازار برسد.

انواع شاخص های معاملاتی

دو نوع شاخص یا اندیکاتور در معاملات وجود دارد: پیرو و پیشرو.

اندیکاتور پیرو (lagging indicator)

یک اندیکاتور پیرو یا Lagging محیط و عواملی را نشان می‌دهد که در نقطه خاصی در گذشته، بر قیمت تأثیر گذاشته‌اند. ما از این داده‌ها برای مقایسه با رویدادهای لحظه‌ای استفاده می‌کنیم، تا مشخص کنیم که آیا عوامل مشابه بازهم تکرار شده‌اند یا خیر. شاخص‌های روند که در زیرگروه پیرو قرار می‌گیرند، نشان می‌دهند که یک آیا دارایی رفتار نزولی داشته است یا صعودی.

اندیکاتور پیشرو (leading indicator)

یک اندیکاتور پیشرو سعی در پیش‌بینی عملکرد قیمت در آینده دارد. اندیکاتورهای مومنتوم در این دسته قرار می‌گیرند. آن‌ها سرعت تغییر قیمت‌ها را ارزیابی می‌کنند و تعیین می‌کنند که آیا جهتی که دارایی در آن حرکت می‌کند هنوز ادامه‌دار است یا خیر.

این یک دسته‌بندی کلی بود، ما می‌توانیم شاخص‌ها را در پنج دسته زیر نیز بررسی کنیم:

  • شاخص‌های قدرت نسبی (پیشرو)
  • شاخص‌های مومنتوم (پیشرو)
  • شاخص‌های ترند یا روند (پیرو)
  • شاخص‌های بازگشت میانگین (پیرو)
  • شاخص‌های حجم (پیرو یا پیشرو)

در بخش بعدی، شما را با 5 اندیکاتور تحلیل بازار کریپتو آشنا می‌کنیم.

5 اندیکاتور تحلیل بازار کریپتو

همانطور که گفتیم تعداد اندیکاتورهای موجود بسیار زیاد هستند؛ بعضی از آن‌ها برای تمام بازارهای مالی کاربرد دارند و برخی دیگر برای یک بازار مشخص کاربردی هستند. در ادامه به شاخص‌هایی که به تحلیل بازار ارزهای دیجیتال کمک می‌کنند، اشاره خواهیم کرد.

شاخص قدرت نسبی (RSI)

اندیکاتور تحلیل بازار کریپتو شاخص قدرت نسبی

شاخص قدرت نسبی اولین شاخصی است که مبتدیان کریپتو از آن استفاده می‌کنند. RSI قدرت یا ضعف یک دارایی را با تعیین اینکه آیا بیش از حد فروخته شده است یا بیش از حد خریداری شده نشان می‌دهد.

RSI عددی بین 0 تا 100 است. راه‌های زیادی برای تفسیر آن وجود دارد، اما تحلیلگران فنی به طور کلی یک دارایی‌ها را به این صورت دسته‌بندی می‌کنند:

  • فروش بیش از حد، اگر زیر 30 باشد
  • خرید بیش از حد، اگر بالای 70 باشد
  • هرگاه RSI دارایی بین 30 تا 70 باشد، RSI خنثی در نظر گرفته می‌شود.

برای استفاده از این شاخص، باید زمانی که دارایی بیش از حد خرید شده است، بفروشید و اگر فروش بیش از حد داشته است، باید خرید کنید. تریدرهای کریپتو دوست دارند RSI را با واگرایی‌های مخفی ترکیب کنند. یک واگرایی صعودی مخفی زمانی است که RSI کاهش می‌یابد اما قیمت افزایش می‌یابد. اگر RSI افزایش یابد اما قیمت کاهش یابد، نشان‌دهنده یک واگرایی نزولی مخفی است.

میانگین متحرک (Moving Averages)

میانگین متحرک

میانگین متحرک یکی دیگر از 5 اندیکاتور تحلیل بازار کریپتو از نوع شاخص‌های پیرو است که تصویر بهتری از نحوه تغییرات قیمت در گذشته ارائه می‌دهند. معامله‌گران از آن‌ها برای موارد زیر استفاده می‌کنند:

  • تعیین سطوح حمایت و مقاومت
  • تعیین ورودی‌ها و خروجی‌ها
  • مشخص کردن جهت روند

ما می‌توانیم با استفاده از شیب خط میانگین متحرک روند را تعیین کنیم. اگر شیب افزایش یابد، دارایی صعودی است. اگر شیب کاهش یابد، دارایی نزولی است.

هنگامی که چندین میانگین متحرک باهم تماس پیدا می‌کنند، نتیجه یک تقاطع است. چنین تقاطعی نشانه‌ای از نوسانات عمده در آینده است. از تقاطع‌های مثبت به عنوان صلیب طلایی و تقاطع‌های منفی به عنوان صلیب مرگ یاد می‌کنیم.

برای مثال در تصویر فوق، صلیبی طلایی نشان داده شده است، که پس از عبور میانگین متحرک 200 روزه از 50 روزه رخ داده است. پس از این تقاطع بیت کوین از 30 هزار دلار به 52 هزار دلار در ماه افزایش یافته است.

به هر میانگین متحرک یک عدد اختصاص داده می‌شود. این عدد تعداد کندل‌های محاسبه شده با فرمول اندیکاتور را نشان می‌دهد. به عنوان مثال، میانگین متحرک 200 روزه دارای ورودی 200 شمع است. میانگین متحرک‌های بالاتر برای معاملات بلندمدت مناسب‌تر هستند، در حالی که میانگین متحرک‌های کوتاه‌تر برای معاملات کوتاه مدت و روزانه بهتر هستند و معمولاً بین 7 تا 25 انتخاب می‌شوند.

ابر ایچیموکو

ابر ایچیموکو

ابر ایچیموکو اندیکاتوری است که نشان‌دهنده یک سبک معاملاتی پیچیده و سیستم نشانگر است که از ژاپن در اواخر دهه 60 سرچشمه می‌گیرد. این مجموعه از اندیکاتورها حرکت، جهت روند و سطح حمایت و مقاومت را نشان می‌دهد و به میانگین متحرک شباهت دارد.

هنگام استفاده از ایچیموکو باید چندین واقعیت مهم را در نظر داشته باشید:

  • قیمت‌های بالای ابر خوب هستند، در غیر این صورت بد هستند
  • ابرهای ضخیم‌تر نشان‌دهنده روند قوی‌تر است
  • ابرهای سبز مثبت هستند. ابرهای قرمز منفی هستند
  • شکستن قیمت‌ها در بالا یا زیر ابر نشان‌دهنده یک روند معکوس است
  • خطوط در مرز خارجی ابر بسته به جایی که قیمت در آن قرار می‌گیرد به عنوان حمایت یا مقاومت عمل می‌کنند

ابر ایچیموکو از پنج خط بزرگ بهنام‌های زیر تشکیل شده است:

  • کیجون سن (Kijun-sen) یا خط پایه
  • تنکان سن (Tenkan-sen) یا خط تبدیل
  • دهانه چیکو (Chikou span) یا دهانه پیرو
  • سنکو اسپان آ (Senkou Span A) یا طبقه پیشرو آ
  • سنکو اسپان ب (Senkou Span B) یا طبقه پیشرو ب

ابر ایچیموکو یک سبک معاملاتی محبوب است، زیرا اطلاعات کلیدی را در قالبی قابل فهم به تصویر می‌کشد. با این حال، به دلیل پیچیدگی زیاد، سخت‌ترین سبک نیز می‌باشد. بنابراین به معامله‌گران توصیه می‌شود که از ایچیموکو در ترکیب با سایر اندیکاتورها استفاده کنند.

باندهای بولینگر (Bollinger Bands)

باندهای بولینگر

جان بولینگر در دهه 1980 باندهای بولینگر را اختراع کرد. تحلیلگران فنی از این شاخص برای کشف شرایط بازار، که آیا خرید بیش از حد صورت گرفته یا فروش بیش از حد و همچنین تعیین سطح نوسانات بازار استفاده می‌کنند.

از نظر ساختاری، این باندها از یک نوار بالا، نوار پایین و یک خط میانگین متحرک در وسط تشکیل شده است. وقتی نوسانات زیاد است سطح نوار منبسط می‌شود، که یعنی نوارها از هم فاصله بهترین نوع تحلیل بازار می‌گیرند و وقتی نوسانات کم است به میانگین متحرک نزدیک‌تر می‌شود.

ساختار قیمت یک دارایی باید مطابق با باندهای بولینگر باشد. معامله‌گران انتظار دارند اگر قیمت از باند بالا یا پایین منحرف شود، روند معکوس شود. همچنین می‌توان از دو باند برای تعیین سطوح حمایت و مقاومت استفاده کرد. باندهای بولینگر به طور پیش‌فرض از میانگین متحرک ساده (SMA) استفاده می‌کنند و 20 شمع را به عنوان استاندارد محاسبه می‌کنند.

مکدی (MACD)

مکدی

MACD مخفف عبارت Moving Average Convergence Divergence، یک شاخص روند و حرکت است که از دو میانگین متحرک برای تعیین وضعیت دارایی استفاده می‌کند. این شاخص برای پیش‌بینی حرکت یک روند و پایداری آن به میانگین متحرک‌های نمایی (EMA) متکی است.

مکدی دارای سه جزء کلیدی است:

  • مکدی: شامل دو میانگین متحرک نمایی 12 و 26 دوره‌ای
  • خط سیگنال: یک میانگین متحرک نمایی 9 دوره‌ای
  • هیستوگراممکدی: خط سیگنال مکدی

مکدی با کم کردن میانگین متحرک 26 دوره‌ای از 12 دوره‌ای محاسبه می‌شود. مکدی مثبت نشان‌دهنده روند صعودی است، در حالی که مکدی منفی نشان‌دهنده روند نزولی است. معامله‌گران می‌توانند از شیب مکدی برای تعیین مومنتوم استفاده کنند.

تریدرها همچنین می‌توانند تقاطع‌های صعودی و نزولی را در مکدی پیدا کنند. وقتی مکدی از خط سیگنال عبور می‌کند، می‌توانیم آن را به عنوان یک نتیجه مثبت ببینیم که به معنای فرصت خوبی برای خرید است. اگر مکدی به زیر خط سیگنال برسد، برعکس است.

نحوه استفاده از اندیکاتورها

برای آنکه بتوانیم وضعیت بازار را تعیین کنیم، لازم است از چند اندیکاتور به طور همزمان استفاده کنیم. با توجه به اینکه هر اندیکاتور کاربرد مشخصی دارد، برای گرفتن تصمیمی با حداقل خطا، استفاده همزمان از چند مورد عاقلانه است. البته به یاد داشته باشید که نباید وسواس زیدی به خرج دهید و بخواهید تعداد زیادی اندیکاتور را باهم استفاده کنید، چراکه در این صورت دچار سردرگمی و خطا خواهید شد. بنابراین حد اعتدال را نگه دارید.

اگر تازه‌کار هستید، بهتر است برای تمرین، نمودارهای پیشین بازار را با رویدادهای زمان خودشان تطبیق دهید و سعی کنید بر اساس آن‌ها ببینید که آیا می‌توانید درست تشخیص دهید یا خیر. سپس کافی است با بودجه کم وارد بازار شوید و آهسته شروع به کسب تجربه کنید.

سخن پایانی

با وجودی که بازار کریپتو به قدمت بازار اوراق بهادار نیست، اما می‌توانیم با استفاده از نمودارها و اندیکاتورهای مختلف، تاریخچه رفتار بازار را بررسی کنیم و به یک پیش‌بینی از آینده بازار برسیم. در این بین باید حتماً توجه داشته باشیم که عوامل فاندمنتال مثل اخبارهای مثبت و منفی روی بازار کریپتو تأثیر بیشتری نسبت به بازارهای مالی دیگر دارند، به همین جهت باید همیشه هوشیار باشیم.

5 اندیکاتور بازار کریپتو که در این مقاله از داموندمگ معرفی کردیم، نقشی کلیدی در تعیین آینده بازار دارند و لازم است استفاده از آن‌ها را به خوبی بیاموزیم.

۵ نکته مهم درباره تحلیل تکنیکال که باید بدانید

تحلیل تکنیکال ابزاری ارزشمند در دست تریدرها و معامله گران است و به همین دلیل است که ابزار تحلیل تکنیکال در تمام پلتفرم های معاملاتی وجود دارد.

تحلیل تکنیکال ابزاری ارزشمند در دست تریدرها و معامله گران است و به همین دلیل است که ابزار تحلیل تکنیکال در تمام پلتفرم های معاملاتی وجود دارد. روشهایی که معامله گران بازار را تحلیل تکنیکال می کنند متفاوت هستند. آنها از خطوط روند، سطوح مقاومت و حمایت، اندیکاتورها، استراتژی معاملاتی یکسانی استفاده نمی‌کنند. چیزی که هنگام طراحی استراتژی معاملاتی باید در نظر داشته باشید این حقیقت است که یک ترفند یا یک اندیکاتور جادویی که بتواند همیشه سودآور باشد وجود ندارد. چیزی که یک تریدر هنگام ساختن استراتژی معاملاتی باید در ذهن داشته باشد یک چارچوب مناسب برای تحلیل تکنیکال است. در اینجا به این چارچوب اشاره ای می کنیم.

۱ تنها یک بازه زمانی وجود ندارد

وقتیکه در حال ساخت یک مدل تحلیل تکنیکال برای معاملات کوتاه مدت که اغلب از ۵ دقیقه تا چند ساعت است هستید، به نظر میرسد که باید تمرکز را برروی بازه های زمانی یا TimeFrame های کوتاه مدت و یک روزه بگذارید. ولی میدانیم که تحلیل تکنیکال مبتنی بر نمودارها بر اساس بازه های زمانی متفاوت است و بازه های زمانی کوتاه مدت، خود بخشی از بازه‌های زمانی بلند مدت تر هستند و از بازه‌های بلند مدت تر متاثر می‌شوند.

این بدین معنی است که، وقتیکه ما در حال مطالعه و ساخت یک مدل بر مبنای بازه زمانی کوتاه مدت یک روزه هستیم، باید گاهی تمرکز خود را برروی بازه های بلند مدت تر نیز بگذاریم و برای مثال بررسی کنیم که در چند روز، چند هفته و حتی چند ماه گذشته در نمودار چه اتفاقاتی افتاده است.

در اینصورت است که می توانیم نمایی بازتر از اتفاقات بازار داشته باشیم و روندهای کوتاه مدت را بهتر و دقیق تر بررسی کنیم. همچنین می توانیم نقاط مهم تغییر روند را در کنار سطوح مقاومت و حمایت شناسایی کنیم که ممکن است در بازه های کوتاه مدت دیده نشوند.

در هنگام معامله کردن، وقتیکه سیگنالی از یک میانگین متحرک در بازه زمانی یک ساعته دریافت می‌کنید، می توانید نمودار یک روزه را نیز بررسی کنید و اگر سیگنالی مشابه دریافت کردید، میتوانید دلیل محکم تر برای انجام معامله داشته باشید. در غیر اینصورت سیگنال می تواند نامعتبر باشد.

در نتیجه، زمانیکه می خواهید معاملات کوتاه مدت انجام دهید، بهترین نوع تحلیل بازار پس از بررسی بازه های زمانی کوتاه مدت، تمرکز خود را برروی بازه های بلند مدت تر ببرید تا از معامله ای که می خواهید انجام دهید مطمئن شوید. سپس دوباره به چارت کوتاه مدت‌تر برگردید و ترید کوتاه مدت خود را انجام دهید.

۲ خطوط مقاومت و حمایت خطوط باریک روی چارت نیستند بلکه نواحی نسبتا گسترده‌ای هستند

زمانیکه در حال بررسی و تحلیل خطوط مقاومت و حمایت هستید، بهتر است که به آنها بعنوان نواحی‌ عمومی برای خرید و فروش احتمالی نگاه کنید. نکته مهم درباره آنها این حقیقت است که خطوط مقاومت و حمایت خطی باریک روی نمودار نیستند، بلکه نواحی‌ای هستند که یک قیمت دقیق را نشان نمی دهند.

بنابراین زمانیکه در حال شناسایی و طراحی سطوح مقاومت و حمایت هستید، باید این انعطاف پذیری را در استراتژی خود داشته باشید که قیمت ها ممکن است از خط شما گذر کنند و یا در نزدیکی آن بازگشت کنند. بنابراین باید همیشه حاشیه‌ای برای خطوط مقاومت و حمایت خود در نظر بگیرید.

۳ نداشتن پوزیشن در بازار هم نوعی پوزیشن معاملاتی است

بسیاری از معامله گران هستند که به معامله یک جفت ارز فارکس یا یک ارز دیجیتال یا یک سری از سهام علاقه دارند و احساس بهتری در هنگام معامله این دارایی های بخصوص دارند و سعی می کنند که همیشه یک معامله را در آنها شناسایی کنند.

آنها بدون داشتن دلیل کافی یک معامله را به امید سود به خود تحمیل می کنند واغلب در جهت غلط قرار می گیرند. گاهی معامله نکردن و منتظر ماندن برای دریافت سیگنالی معتبر تنها کاری است که باید انجام دهید، زیرا در غیر اینصورت احتمال از دست دادن پول در معامله بیشتر از کسب سود است.

شما نیاز ندارید که همیشه در بازار موقعیت باز داشته باشید. زمانیکه در بازار موقعیت بازی ندارید، بررسی کنید که چرا هیچ معامله ای ندارید. اگر دلیل نداشتن معامله باز در بازار را بهترین نوع تحلیل بازار بهترین نوع تحلیل بازار متوجه شدید، پس درواقع یک پوزیشن باز در بازار دارید.

به عبارتی دیگر، اگر در بازار موقعیتی خوب و مطمئنی نمی‌بینید که با استراتژی معاملاتی شما متناسب باشد، تنها کاری که باید انجام دهید منتظر ماندن و باز نکردن معامله تا زمان مناسب است.

۴ اندیکاتورها ابزاری در خدمت مدل و استراتژی معاملاتی شما هستند

اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال نمی‌توانند دلیل اصلی برای خرید و فروش و معامله کردن باشند. اندیکاتورها ابزاری بسیار با ارزش هستند ولی باید از آنها برای ارزیابی و تایید تصمیمات خود استفاده کنید.

هدف اصلی در تحلیل تکنیکال، رسیدن به یک توانایی برای تحلیل چارت است. یعنی یک تریدر با استفاده از پرایس اکشن، الگوها و تغییرات قیمت می تواند تصمیمات خود را بگیرد و برای تایید تصمیمات خود می تواند از اندیکاتورها استفاده نماید.

در واقع، مهمترین توانایی برای یک معامله گر، توانایی تحلیل نمودار بدون استفاده از اندیکاتورهاست. سپس می تواند سیگنال خرید و فروش احتمالی خود را با سیگنالی که از اندیکاتورها می گیرد مطابقت دهد تا به تصمیم خود اعتبار بیشتری بدهد. بنابراین می تواند اندیکاتور یا اندیکاتورهایی که بیشترین پتانسیل برای استراتژی معاملاتی او دارد را تشخیص دهد و از آن حداکثر بهره را ببرد. برای آشنایی با یکی از بهترین استراتژی های تحلیل تکنیکال پست آموزشی تجارت آفرین به نام آموزش کامل تصویری تحلیل تکنیکال را ملاحظه نمایید.

۵ خودداری از رویکرد یک بعدی

انواع استراتژی های معاملاتی می توانند درصورتی که شرایط بازار با آنها هماهنگ باشند سودآوری به همراه داشته باشند. برای مثال اگر استراتژی شما بر مبنای معامله در روندها باشد، زمانیکه یک روند شکل می گیرد بیشترین بازدهی را خواهد داشت. در اینصورت اگر بازار روندی نباشد، سیگنال های اشتباه زیادی دریافت خواهید کرد و در نتیجه استراتژی شما به خوبی جواب نمی دهد. در چنین مواقعی یک تریدر باید یک استراتژی برای بازارهای خنثی داشته باشد که بتواند در صورت وقوع چنین بازاری از آن استفاده نماید.

بنابراین عدم موفقیت یک استراتژی در یک شرایط بخصوص در بازار، بمعنی بیهوده بودن آن استراتژی نیست. بلکه شما بعنوان یک تریدر باید برای شرایط متفاوت بازار، استراتژی های متفاوتی داشته باشید تا بتوانید از آنها سود کسب کنید.

وقتیکه یک چارچوب مناسب با استفاده از ۵ نکته بالا را در کنار استراتژی تحلیل تکنیکال قرار دهید، موفقیت در بازار آسان میشود. تنها چیزی که بعد از آن نیاز دارید عدم انحراف از این چارچوب است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.